برگردان به زبان ساده
دوش از برما یار نهان گشت وبری بود
دل بردن و پنهان شدن آئین پری بود
هوش مصنوعی: دیشب یار ما به طور پنهانی ناپدید شد و دل ما را ربود و ناپدید شدنش نشانهای از زیبایی و لطفت او بود.
دیدیم به صید دل ما هست چو شهباز
شوخی که به هنگام روش کبک دری بود
هوش مصنوعی: ما شاهد بودیم که شکار دل ما مانند شاهباز با شوخی و بازی به سمت هدف خود میآید، همانطور که در هنگام پرواز، کبک دری برمیخیزد.
می شدکه شبیهش به رخ یار نمائیم
بر روی مه ار زلف چومشک تتری بود
هوش مصنوعی: میتوانستیم شبیه او را بر چهره یار نشان دهیم، اگر بر روی ماه زلفش مانند زلفهای مرغابی سیاه بود.
ز اعجاز زد ار پیش لب دلبر ما دم
عیسی مکنش عیب که از بی پدری بود
هوش مصنوعی: از ویژگیهای بینظیر و معجزهآسا که دلبر ما دارد، مانند معجزه عیسی (که میتوانست زندگی را به مردگان بازگرداند) نباید عیبی بگوییم، زیرا او در حقیقت از خانواده و نسب مشخصی برخوردار نیست.
یار است برما وهمی ما به سراغش
چون فاخته کوکو گو از بی بصری بود
هوش مصنوعی: دوست ما در کنار ماست، اما ما به سراغش نمیرویم، مانند پرندهی فاخته که از بیخبری و نادانی خود صدا میزند.
هر بی سروپائی چومن از عشق زنددم
کی عشق رخ یار بدین مختصری بود
هوش مصنوعی: هر بیسروپایی که به عشق دچار شده است، من هم از عشق زندهام، ولی آیا عشق رخ یار فقط به این مقدار و مختصری است؟
ز آه دل ما نرم نگردید دل دوست
کی آتش سوزنده بدین بی اثری بود
هوش مصنوعی: آتش دل ما نمیتواند دل دوست را نرم کند، زیرا این درد بدون تأثیر، به مانند آتش سوزان است.
هر کس که بلند اقبال او را شده چون من
از وصل رخ دوست ز آه سحری بود
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند من خوششانس باشد و به وصال محبوب خود دست یابد، باید بداند که این خوشبختی از آه و نالهی دلانگیز سحرگاه ناشی شده است.