برگردان به زبان ساده
من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
داده شه فرمان به هر کاری که دلخواهم بود
هوش مصنوعی: من آنقدر مست و سرمست نیستم که از نگهبان و پادشاه بترسم، چرا که سلطنت به من اجازه میدهد هر کاری که میخواهم انجام دهم.
من به بزم شاه خوردم می خود آگاه است شاه
اسم شب دانم چه غم گر شحنه در راهم بود
هوش مصنوعی: در محفل شاه مشغول نوشیدن شراب هستم و شاه از این موضوع باخبر است. میدانم که در تاریکی شب چه غمی دارم؛ حتی اگر نگهبان راه را بر من ببندد.
من به راه عشق خواهم رفت تا در کوی دوست
گر به هر گامی که بردارم دو صدچاهم بود
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم در مسیر عشق قدم بگذارم تا به محله دوست برسم، حتی اگر در این مسیر هر قدمی که بردارم با دشواری و چالش همراه باشد.
نیست غم هست ار شب تاریک وراه سنگلاخ
چون خیال زلف وروی او شب ماهم بود
هوش مصنوعی: اگرچه شب تاریک و راه دشواری وجود دارد، اما غمی نیست، زیرا یاد آن یار و زیباییهایش مانند ماه شبتاب، روشنایی بخش دل و روح من است.
زاهد از می خوردنم اندیشه از دوزخ مده
هفت دوزخ یک شرار از شعله آهم بود
هوش مصنوعی: زاهد، به خاطر نوشیدن من، فکر نکن که من از آتش جهنم میترسم؛ زیرا هفت جهنم در مقابل یک دم آتشین که از آه من برمیخیزد، هیچ است.
بسکه شیرین است عشقش از غم شیرویه سان
همچودارا زخم خنجر برجگر گاهم بود
هوش مصنوعی: عشق او به قدری شیرین و دلنشین است که حتی در لحظههای غمگینی، مانند زخم خنجری که بر تن گاو ایجاد میشود، درد و رنج را برایم به همراه دارد.
در فلک گویدملک با زهره گر خوانی دگر
غیر اشعار بلند اقبال اکراهم بود
هوش مصنوعی: در آسمان، ملک به زهره میگوید که اگر غیر از شعرهای بلند و پر از اقبال را بخوانی، از من چیزی نخواهی یافت.