برگردان به زبان ساده
گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بود
گفتا نه مگر با من غمدیده قرین بود
هوش مصنوعی: به دلبر خود گفتم که چرا غمگین هستی، او پاسخ داد که نه، بلکه غم با من همراه است.
گفتم که چرا گشته ای این گونه پریشان
گفتا نه مگر طره دلدار چنین بود
هوش مصنوعی: گفتم چرا اینقدر نگران و آشفتهای؟ او پاسخ داد: اینگونه که تو میبینی، نشانهی عشق و دلبستگی است.
گفتم به برش طره طرار چه می کرد
گفتا پی تاراج دل وغارت دین بود
هوش مصنوعی: گفتم به او که این موهای زیبا را چه کار میکند، پاسخ داد که هدفش از آن، تاراج دلها و آسیب زدن به دین است.
گفتم که چرا بر سر تو این همه شور است
گفتا که ز بس خنده لعلش نمکین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم چرا اینقدر در مورد تو حرف و هیاهو هست؟ او پاسخ داد که به خاطر لبخند زیبا و دلنشینش.
گفتم که ز تیر که چنین غرقه به خوئی
گفتا به ره ابروی کمانی به کمین بود
هوش مصنوعی: گفتم که چطور با تیر محبت اینگونه در عشق غرق شدهای؟ او پاسخ داد که ابروی کمانیاش در طرز نگاهشای که به کمین نشسته است، دلها را نشانه میگیرد.
گفتم به من خون جگر از چیست به کینی
گفتا به تو چون آن مه بی مهر به کین بود
هوش مصنوعی: به او گفتم، چرا اینقدر دلتنگ و ناراحت هستی؟ او پاسخ داد: چون تو مانند آن ماه زیبا، بدون مهر و محبت شدهای، بنابراین من هم دلگیر و ناراحت هستم.
گفتم چه تفاوت مه من داشت به خورشید
گفتا که تفاوت ز فلک تا به زمین بود
هوش مصنوعی: گفتم تفاوت ماه من با خورشید چیست؟ جواب داد که تفاوت بین آسمان و زمین است.
گفتم که زعشقش بشد ازکف دل و دینم
گفتا که قل الحمد چه نعمت به از این بود
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر عشق او، دل و ایمانم را از دست دادهام. او پاسخ داد: شکر خدا را به جا آور، چه نعمت بهتر از این وجود دارد؟
گفتم که به جز غم نبود هیچ نصیبم
گفتا ثمر عشق در آفاق همین بود
هوش مصنوعی: گفتم که جز غم چیزی نصیبم نشده است، او پاسخ داد که نتیجه عشق همین غم است که در جهان وجود دارد.
گفتم که بلنداقبال امروز نه پیداست
گفتا به سر کوی بتی خاک نشین بود
هوش مصنوعی: گفتم که امروز نشانهای از خوشبختی دیده نمیشود. او پاسخ داد که در سر کوچهای، معبودی سادهدل و خاکی وجود دارد.