برگردان به زبان ساده
آتشی کز هجر یوسف در دل یعقوب بود
در دل خونین من دوش از غم محبوب بود
هوش مصنوعی: آتشی که به خاطر دوری یوسف در دل یعقوب داشت، در دل من شب گذشته از غم محبوب، شعلهور بود.
همچو نوح از اشک چشمم کردطوفانی به پا
بر دل من آفرین کز صبر چون ایوب بود
هوش مصنوعی: همانند نوح که با اشکهایش طوفانی به راه انداخت، دل من نیز پر از احساساتی است که به خاطر صبرم شبیه ایوب شده است.
بهر موسی جلوه گر نوری که شددرکوه طور
پرتوی از عارض آن شوخ شهر آشوب بود
هوش مصنوعی: برای موسی نوری در کوه طور نمایان شد که از زیباییهای آن، شور و هیجان خاصی ایجاد کرد.
سرو را کردم شبیه قامت رعنای دوست
منفعل گشتم چو دیدم ساق سرو از چوب بود
هوش مصنوعی: یک شب، درخت سرو را شبیه به قامت زیبای دوستم معرفی کردم، اما وقتی دیدم که ساقهاش از چوب ساخته شده است، دچار تردید شدم.
ماه راگفتم به روی یار دارد نسبتی
خوب چون دیدم رخ ماه از کلف معیوب بود
هوش مصنوعی: به ماه گفتم که چهره محبوب من زیبایی خاصی دارد، اما وقتی به خود ماه نگاه کردم، متوجه شدم که چهرهاش نسبت به آنچه که فکر میکردم، دارای نقص است.
ترک من خوب است سر تا پا همین خویش بداست
کاش چون پا تا سر اوخوی اوهم خوب بود
هوش مصنوعی: ترک من زیباست، زیرا تمام وجودش از خوبی پر است. ای کاش خود او هم به همان اندازه که در ظاهر خوب است، در باطن نیز خوب باشد.
کردم اندر مقدم جانان سرو جان را نثار
گفت چیزی دیگر آر این تحفه نامرغوب بود
هوش مصنوعی: در برابر محبوبم، جان و زندگی خود را فدای او کردم. اما او پاسخ داد که چیزی دیگر بخواه، زیرا این هدیه کمارزش است.
بود بس شاعر ولی چون منکسی از عشق دوست
نه بلنداقبال ونه شعرش بدین اسلوب بود
هوش مصنوعی: بسیاری از شاعران وجود دارند، اما هیچکدام به اندازه من در توصیف عشق به دوست با این سبک و سیاق موفق نبودهاند و نه در زندگیاش شانس بالایی داشتهاند.