برگردان به زبان ساده
بدبخت هر که بی هنر وبی ادب بود
گر برگ و بر درخت نیارد حطب بود
هوش مصنوعی: نفرین بر کسی که نه هنری دارد و نه ادبی، او مانند درختی است که نمیتواند میوهای بدهد و فقط شاخههایش باقی مانده است.
روز است وآفتاب بلند است وهر کسی
روشن چراغ کرده که تاریک شب بود
هوش مصنوعی: امروز روز است و آفتاب در آسمان میدرخشد. هر کس چراغی روشن کرده تا از تاریکی شب گذشته رهایی یابد.
ما رسته از جهان وبه دلدار بسته دل
نفرت زخلق جستن ما زاین سبب بود
هوش مصنوعی: ما از این دنیا جدا شده و دل خود را به محبوب مان بستهایم، چون از ناپسندیهای انسانها دور شدهایم.
شهد است چون شرنگ به کامم ز دست غیر
وز دست دوست زهر هلاهل رطب بود
هوش مصنوعی: خوشی و لذتی که از دیگران میبرم مانند زهر تلخ است، اما محبت و دوستیِ شخص خاصی همچون خرما شیرین و خوشمزه است.
دیوانگی ز عشق که مکروه عالمی است
واجب به ما شد ار به کسی مسحتب بود
هوش مصنوعی: دیوانگی ناشی از عشق مسئلهای است که در دنیای ما ناپسند و نامناسب به نظر میرسد، اما اگر کسی به این حالت دچار شود، برای ما ضروری و لازم است که آن را بپذیریم.
ترکی ربوده دل ز کف من که همچو او
شوخی نه درعجم نه بتی درعرب بود
هوش مصنوعی: دل من را معشوقی با زیبایی و شوخی خاص خود به تسخیر درآورده است، که هیچ مشابهی از او در سرزمینهای فارسیزبان و عربزبان وجود ندارد.
آتش به جانم از بت خویش وبه من طبیب
گوید که گرمی تنت آثار تب بود
هوش مصنوعی: آتش سوزان در وجودم از عشق معشوقم است و پزشک به من میگوید که گرمای بدنم نشانهای از بیماری تب است.
من رندو مست وعاشق وبدنام و شیخ خام
کنعم کند ز عشق تو این بوالعجب بود
هوش مصنوعی: من آدمی سرگردان، سرمست، عاشق و بینام و نشان هستم، اما عشق تو به قدری شگفتانگیز است که باعث میشود من در دنیای این حالتها و حالتها غرق شوم.
اقبال هر که را که بلنداست در جهان
پیوسته گفتگوی تواش ورد لب بود
هوش مصنوعی: هر کس که در جهان در جایگاه بلندی دارد، همیشه در حال گفتوگو و گفتگو با توست و این سخن بر زبانش جاری است.