برگردان به زبان ساده
با سر زلف تو بربط گفتگوئی می کند
صوفی آسا هی مکررهای های وهوئی می کند
هوش مصنوعی: صوفی با نغمهای شاداب گفتگو میکند و با موهای تو همنوا میشود، در واقع او همیشه در حال شادی و طرب است.
از دل آشفته ما گوئیا با زلف تو
با زبان بی زبان بی زبانی گفتگویی می کند
هوش مصنوعی: دل ما که به هم ریخته است، به نظر میرسد زلفهای تو گویی با حالتی خاص و بیبیان، گفتگویی با بیزبانی دارد.
گوید آن دل را که بردی چون شد آخر زلف تو
هر دم از بی اعتنائی رو به سوئی می کند
هوش مصنوعی: دل به تو نگفته بود که چرا هر بار با بیتوجهی موهایت را به سمت دیگری میکشی و مرا از خود دور میکنی.
گاه می گوید که او یک جا نمی گیرد قرار
دایم از این سو وآن سو جستجوئی می کند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات میگوید که او نمیتواند در یک مکان ثابت بماند و به طور مداوم در حال جستجو و حرکت از این سمت به آن سمت است.
هرگلی درهر گلستانی که باشدچون نسیم
می رساند خویش را آنجا و بویی میکند
هوش مصنوعی: هر گلی در هر باغی که باشد، وقتی نسیمی میوزد، خود را به آنجا میرساند و بویی از خود را پراکنده میکند.
گه سوی میخانه اندر خدمت پیر مغان
گه سبو را بو و گه می در سبوئی می کند
هوش مصنوعی: گاهی به میخانه میروم و در خدمت پیر مغان هستم، گاهی بوی سبو را استنشاق میکنم و گاهی در سبو، می قرار دارد.
کند آید در نظر اما به چالاکی گهی
ترک سر در عشق ترک تندخوئی می کند
هوش مصنوعی: گاهی در ظاهر کند و آرام به نظر میرسد، اما با چالاکی و سرعت میتواند در عشق پیش برود و از سر سختی و تندی خود کم کند.
گاه گردد سینه چاک از ابروی چون خنجری
می شود بی حال تا خود را رفوئی می کند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات سینهای که متأثر شده از زیبایی ابروهای مانند خنجر است، دچار بیحالی میشود تا وقتی که خود را بازسازی کند.
چون بلند اقبال گاهی خویش را شوریده حال
از برای دلبر زنجیر موئی می کند
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، وقتی که شانس به فردی روی میآورد، او به خاطر عشقش چنان تحت تأثیر قرار میگیرد که حتی ممکن است به خاطر محبوبش خود را به زنجیر کشد.