برگردان به زبان ساده
زلف توگه سرکشی و گاه پستی می کند
چشم تو می خورده وزلف تو مستی می کند
هوش مصنوعی: زلف تو گاهی سرکشی میکند و گاهی به پایین میآید. چشمان تو تحت تأثیر زلفهای تو مست و شیدا میشوند.
عارفان را شد دهان تو دلیل نیستی
لیک هنگام سخن دعوی هستی می کند
هوش مصنوعی: عارفان به درستی میدانند که تو نشانهای از نیستی هستی، اما وقتی سخن به میان میآید، خود را در مقام ادعا نشان میدهی.
می پرستان را پرستش می کنم از جان و دل
چون که لعل باده نوشت می پرستی می کند
هوش مصنوعی: من از صمیم قلب میپرستان را میستم، زیرا که عشق و محبت به لعل باده را در درون خود احساس میکنم.
دل به چشمت خواستم بدهم ز من زلفت ربود
جرم برمن نیست زلفت پیشدستی میکند
هوش مصنوعی: من میخواستم دل خود را به چشمان تو بسپارم، اما زلفهای تو این دل را از من گرفتند. من گناهی ندارم، زیرا این زلفهای تو هستند که زودتر اقدام میکنند.
می طپد دل در برم مانند ماهی دور از آب
زلف پرچین و خمت هر گه که شستی می کند
هوش مصنوعی: دل من همچون ماهی که از آب دور شده، به شدت تپش میزند. هر بار که زلف پرچین تو را میشویی، این تپش بیشتر میشود.
تا بلنداقبال گردید از وصالت سرفراز
پیش قدر اوبلندافلاک پستی می کند
هوش مصنوعی: تا زمانی که به خاطر وصال تو خوشبختم و سرفراز هستم، عظمت تو حتی آسمان را هم تحت تأثیر قرار میدهد و خشکی زمین را به زیر میکشد.