برگردان به زبان ساده
دل را اسیر زلف گروه گیر می کند
دیوانه را علاج به زنجیر می کند
هوش مصنوعی: دل در دام زلف محبوب میافتد و در نتیجه، دیوانه را به زنجیر میکشد و درمانی برایش نمیماند.
باید ز چشم و ابروی دلبر حذر نمود
ترک است ومست دست به شمشیر می کند
هوش مصنوعی: باید از نگاه و جذبه دلبر پرهیز کرد، زیرا او همچون ترس از تیر خوب است و ممکن است ناگهان به حمله بپردازد.
چشمش چه چنگ ها که زداز مژه بر دلم
آهوی دوست عربده با شیر می کند
هوش مصنوعی: چشم او چه تأثیری بر دل من گذاشته و مژهاش چقدر جذاب است؛ چنانکه دوست من به زیبایی و شجاعت یک آهو با شیر جنگ میکند.
از خط شد اینه رخ اوتیره گون ببین
کآه دل شکسته چه تأثیر می کند
هوش مصنوعی: از روی خطای شاعرانه، تصویر چهره او به شکل تیره و مغشوشی درآمده است. حالا ببین که چقدر حسرت و غم دل شکسته، بر روی آن تأثیر گذاشته است.
ای دل خراب شوکه شنیدم نگار من
هر جا خراب آمده تعمیر می کند
هوش مصنوعی: ای دل، بیتاب باش! چون شنیدم که محبوب من هر کجا که خراب شده، آن را درست میکند.
این دردها که در دل ما باشد آن طبیب
دانم کند علاج ولی دیر می کند
هوش مصنوعی: این مشکلات و ناراحتیهایی که در دل ما وجود دارد، میدانم که چیزی هست که دکتر میتواند درمان کند، اما درمانش ممکن است زمانبر باشد.
چندان ز عمر من نگذشته است در شباب
درد فراق یار مرا پیر می کند
هوش مصنوعی: هنوز زمان زیادی از زندگیام نگذشته، اما جدایی از محبوبم مرا بسیار پیر و خسته کرده است.
انگشت من شکسته تر از آن قلم شود
کز شرح هجر روی تو تحریر می کند
هوش مصنوعی: انگشت من به قدری دردناک و شکسته است که نمیتواند مانند قلمی که غم دوری تو را مینویسد، به خوبی کار کند.
کافر بود به کیش من آن را که عشق نیست
زاهدمرا ز عشق تو تکفیر می کند
هوش مصنوعی: کسی که عشق را در دل ندارد، به اعتقادات من کافر است و زاهد من، به خاطر عشق تو او را طرد میکند.
اقبال هر که را که بلنداست همچون من
یارش به تیر مژگان نخجیر می کند
هوش مصنوعی: هر کس که در زندگی به بلندی و موفقیت برسد، مانند من، معشوقش با زهر چشمش او را شکار میکند.