برگردان به زبان ساده
نور وظلمت را زروی وموی جانان ساختند
کفر وایمان را به هم دست وگریبان ساختند
هوش مصنوعی: روشنی و تاریکی را از زیبایی و جذابیت محبوب ساختند و کفر و ایمان را به گونهای به هم پیوند زدند که همچون دو رقیب در جدال هستند.
هفت دوزخ هشت جنت را که می گویند خلق
گوییا از روح وصل وسوز هجران ساختند
هوش مصنوعی: میگویند که هفت جهنم و هشت بهشت، در واقع ناشی از روح وصال و سوز هجران ساخته شدهاند.
تاکه ما را موبه مو آگه کنندازعاشقی
در ازل ما را ز زلف اوپریشان ساختند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که ما را به طور کامل از عشق آگاه کنند، چرا که در ابتدا، ما را به خاطر موهای او دچار پریشانی کردهاند.
کرده اند از بهر هر دردی دوایی برقرار
درد ما را از لب لعل تو درمان سوختند
هوش مصنوعی: برای هر دردی دارویی تهیه کردهاند، اما برای عشق و درد ما تنها درمان، لبان زیبای تو هستند که دل را میسوزاند.
تاکه سرو از رشک اوبرجا بماند پا به گل
قامت آن شوخ را سروخرامان ساختند
هوش مصنوعی: برای اینکه سرو از غبطهاش بلند بماند، قامت زیبا و دلربای آن شیطنت را با زیبایی و ظرافتی خاص به صورت جالبی به نمایش گذاشتند.
تاکه یوسف را زعشق خویشتن سازی اسیر
بر زنخدان تو چاه از بهر زندان ساختند
هوش مصنوعی: تا اینکه عشق خودت باعث شود یوسف به زنجیر کشیده شود، برای او در چهرهات چاهی از زندان درست کردند.
تا رباید گوی دلهای خلایق را ز دست
زلف چوگان باز اورا همچو چوگان ساختند
هوش مصنوعی: بشر در چنگال زیبایی و جذابیت زلفهای او اسیر شده و دلهای مردم را به راحتی تصرف میکند، مانند اینکه او را به عنوان ابزاری برای بازی چوگان درآوردهاند.
هر بلا کز دوست آید بر سرما خوشدلیم
زیر پتک درد وغم ما راچو سندان ساختند
هوش مصنوعی: هر سختی و مشکلی که از طرف دوست به ما برسد، ما خوشحالیم؛ چرا که در زیر فشار درد و غم، ما را همچون سندانی شکل دادهاند.
تا بری ازساحری دل ازبلنداقبال زار
سحر عالم را به چشمان تو پنهان ساختند
هوش مصنوعی: تا تو از جادوگری دلخون و ناکام خود رها شوی، در اوج سحر و شگفتی، تمام زیباییهای جهان را در چشمان تو پنهان کردهاند.