برگردان به زبان ساده
خبر گر از دل آشفته ما یار ما می شد
دلش راضی به آزار دل ما کی کجا می شد
هوش مصنوعی: اگر یار ما از دل آشفته و پریشان ما مطلع میشد، هیچ وقت دلش راضی نمیشد که ما را آزار دهد و به ما آسیب برساند.
دگر ما را چه دردی در جهان می بودی آن دلبر
به زخم ما اگر مرهم به درد ما دوا می شد
هوش مصنوعی: اگر محبوب ما دردی به دل ما میزده باشد، دیگر چه دردی برای ما باقی میماند؟ اگر او بتواند زخمهای ما را درمان کند و دردهای ما را alleviate کند، دیگر چه مشکلی برای ما وجود خواهد داشت؟
به ساحل کشتی ما را خدا آورد از دریا
وگرنه این هنر هرگز کجا از ناخدا می شد
هوش مصنوعی: خداوند کشتی ما را از دریا به ساحل آورد، وگرنه این کار از عهده ناخدا خارج بود و او نمیتوانست این کار را انجام دهد.
به ما چندی است بی مهر است آن مه رو چه خوش بودی
اگر اندر میانمان باز هم صلح و صفا می شد
هوش مصنوعی: مدتی است که آن معشوق مهربانی ندارد. اما چه خوب میشد اگر دوباره بین ما صلح و دوستی برقرار میکرد.
نخواهد شد خبر ازحال ما دلدار ما هرگز
بلی آگه شود گر عاشق و بی دل چو ما می شد
هوش مصنوعی: هرگز خبری از حال ما و حال دلدار ما نخواهد رسید. بله، اگر کسی مانند ما عاشق و بیدل میشد، شاید متوجه میشد.
کجا شهزاده را باشد به دل غم از گدا زاده
خبر خوش از گدا می شد گدا گر پادشا می شد
هوش مصنوعی: شهزاده چطور ممکن است دلش از خبر خوش یک گدا غمگین باشد؟ اگر گدا به مقام پادشاهی رسیده بود، وضعیتش تغییر میکرد.
نماندی آرزوئی در دلش دیگر در این عالم
بلند اقبال را ازوصلت ار حاجت روا می شد
هوش مصنوعی: در دل او دیگر جایی برای آرزو نیست. اگر در این دنیا به خوشبختی میرسید، از وصال تو به آرزوی خود میرسید.