برگردان به زبان ساده
چون به پیش پای دلبر زلف سرافکنده شد
دل هم انر پای اوفتاد واز جان بنده شد
هوش مصنوعی: زمانی که زلفهای دلبر به جلو رفته و به زمین افتاد، دل نیز همچون او به زمین افتاد و از جان بنده جدا شد.
دل سر زلف تو را بگرفت و از عالم گذشت
نه به فکر رفته ونه در غم آینده شد
هوش مصنوعی: دل من به خاطر گیسوان تو دلبسته شد و آنچنان درگیر احساساتش گردید که نه به گذشته فکر کرد و نه نگران آینده شد.
زد سر زلف خود آن دلدار و دلبرتر شد او
شمع را هم دیده ام چون سر زدندش زنده شد
هوش مصنوعی: دلبر با زلف خود به جانم جلوهای کرد که شمع هم، وقتی سرش را بالا آورد، زنده و روشن شد.
دامن آن نازنین آخر به چنگ آمد مرا
راست می گفتند هر جوینده ای یابنده شد
هوش مصنوعی: سرانجام موفق شدم که به دامن آن محبوب دست پیدا کنم. درست میگفتند که هر کسی که تلاش کند، نتیجه میگیرد و به خواستهاش میرسد.
شد دلم خرم ز بس چشمم ز غم افشاند اشک
ابر چون درگریه آمد گلستان درخنده شد
هوش مصنوعی: دل من از شادی شاداب شده است، چون چشمانم به خاطر غم اشک میریزند. وقتی باران شروع به باریدن کرد، باغ گلستان نیز در حالتی خوشحال و خندان به نظر میرسد.
هرکه را در گلستان قرب جانان راه نیست
مبتلای دام غم چون طایر پرکنده شد
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند به معنا یا حقیقت عشق برسد، مانند پرندهای که به دام غم گرفتار شده، در دنیا پریشانی و رنج را تجربه خواهد کرد.
چون بلنداقبال یار آنرا که جامی باده داد
تا جهان پاینده می باشد هم اوپاینده شد
هوش مصنوعی: هرگاه یاری با سعادت و خوشبختی به کسی نیکویی کند و به او می نوشاند، تا زمانی که دنیا برجا است، آن شخص نیز ماندگار و پایدار خواهد بود.