برگردان به زبان ساده
در بر دلدار کی رفتم که دلداری نکرد
کی غم دل پیش او گفتم که غمخواری نکرد
هوش مصنوعی: هرگز در کنار محبوب نرفتم که او توجهی به من نداشت و وقتی که غم های دل خود را برایش بازگو کردم، او هم دردی نکرد.
کی به اوگفتم که بیمارم چو چشمت از غمت
کو به بالینم نشدحاضر پرستاری نکرد
هوش مصنوعی: به او گفتم که از عشق تو بیمار شدهام، اما تو همواره از غم من دوری و هیچگاه کنارم نیامدی تا برایم پرستاری کنی.
کی به اوگفتم که از هجرت دلی دارم خراب
کو به تعمیرش به وصل خویش معماری نکرد
هوش مصنوعی: کی به او گفتهام که به خاطر جدایی دلم شکسته است؟ او که خود در پی ترمیم دل من نیست و به وصال خود مشغول است.
کی به گلزار دل خود راه داد او را کسی
کو نشدخود باغبان آنجا وگلکاری نکرد
هوش مصنوعی: کسی که در دلش عشق و محبت را پرورش ندهد و خود را برای نگهداری از آن آماده نکند، نمیتواند به زیباییهای قلبش ورود پیدا کند.
کی به عمر از ما خطاکاران خطایی دید دوست
کونشد ستار عیب ما وغفاری نکرد
هوش مصنوعی: دوست ما که همیشه از اشتباهات ما آگاه است، هرگز خطایی از ما ندیده و عیبهای ما را پوشانده و ما را بخشیده است.
با کسی گر داوری می بود ما را در جهان
یاوری کی خواستیم از او که او یاری نکرد
هوش مصنوعی: اگر کسی در این دنیا داوری و یاریگریش نصیب ما میشد، ما هرگز از او درخواست یاری نمیکردیم، چرا که او هیچ کمکی به ما نکرده است.
با دلم کرد آنچه دلبر از لب شنگرف گون
با همه کینی که دارد چرخ زنگاری نکرد
هوش مصنوعی: دلبر با زیبایی و لطافت خاصی که دارد، باعث شد که من در دل خود احساساتی را تجربه کنم که هیچ چیز دیگری در دنیا نتوانسته بود به وجود آورد. حتی با تمام کینه و خصومت چرخهای زمان هم نتوانستند این احساسات را از من بگیرند.
بر دل من صد هزاران آفرین از کردگار
کانچه دید آزار صابر آمد وزاری نکرد
هوش مصنوعی: به دل من هزاران بار از جانب خداوند سپاسگزاری میشود، چرا که هر آسیبی که دیدم، صبر کردم و شکایتی نکردم.
عطر زلفش آنچه با مغز بلند اقبال کرد
عنبر سارا نکرد ومشک تاتاری نکرد
هوش مصنوعی: عطر موهای او چنان خوشبوست که هیچ چیز دیگری مانند آن عطر، خوشی و شانس را به ارمغان نمیآورد. بوی عنبر و مشک هم نمیتواند با این عطر رقابت کند.