برگردان به زبان ساده
شیری است عشق کز بر او کس گذر نکرد
تا شیر دل نیامد وتا ترک سر نکرد
هوش مصنوعی: عشق مانند شیری است که هیچکس جرات عبور از آن را ندارد تا زمانی که دلیران وارد میدان نشوند و شجاعت را از دست ندهند.
دلبر مرا ز حسرت لعل لبان خویش
خونی دگر نمانده که اندر جگر نکرد
هوش مصنوعی: محبوب من، به خاطر زیبایی و جذابیت لبهایش، دلم پر از حسرت شده و دیگر هیچگونه خونی در دل من نمانده که به زخمهای ناشی از این حسرت اضافه شود.
مژگانی آن نگار چو چنگال شیر داشت
دل شیر گیر بود که از او حذر نکرد
هوش مصنوعی: چشمان آن دلبر، همچون چنگال شیر است و دل شیر را تسخیر میکند، به گونهای که هیچکس از او دوری نمیکند.
یا بید بود یا که نه بختم سعید بود
کاخر درخت آرزوی من ثمر نکرد
هوش مصنوعی: شاید من مانند درخت بید بودم یا شاید هم سرنوشتم خوش نبود، زیرا در نهایت، درخت آرزوهای من ثمر نداد.
آهن مگر نه آب ز آتش همی شود
پس آه ما چرا به دل او اثر نکرد
هوش مصنوعی: آیا آهن که از آب و آتش به وجود میآید، با این حال بر دل او تاثیری نمیگذارد؟ چرا آه ما نمیتواند قلب او را تحت تأثیر قرار دهد؟
چشمت ز مژه با دل من آنچه میکند
فصاد با رگ کسی از نیشتر نکرد
هوش مصنوعی: چشم تو با مژهات چه کارهایی با دل من میکند که هیچ کس با نیازی درونش چنین نمیکند.
دیدی که شمع چون پر پروانه را بسوخت
خود همچنان بسوخت که شب را سحر نکرد
هوش مصنوعی: شمع را دیدی که چگونه پروانه را میسوزاند؟ خودش نیز همچنان میسوزد و نتوانسته شب را به صبح برساند.
زاهد نگر که گفت چنین وچنانم کنم
هیچ اعتنا به حکم قضا وقدر نکرد
هوش مصنوعی: زاهد، به آنچه میگوید توجه کن که میخواهد اینگونه و آنگونه عمل کند، اما به سرنوشت و مشکلاتی که پیش رویش است اهمیتی نمیدهد.
در عاشقی چو من نشد اقبال کس بلند
تا تن به پیش بار ملامت سپر نکرد
هوش مصنوعی: در عشق، کسی مانند من به این فراز و نشیبها دچار نشده است، زیرا هیچکس جرات نکرده است که در برابر سرزنشها و نکوهشها مقاومت کند و از خود دفاع کند.