برگردان به زبان ساده
آشفتگی زلف تو آشفته ترم کرد
لعل لب میگون تو خونین جگرم کرد
هوش مصنوعی: آشفتگی و پیچیدگی موی تو به حالم بیشتر بینظمی بخشید و زیبایی لبهای میگون تو قلبم را زخمزده کرد.
از روز ازل دهر به شور و شرم انداخت
تا از عدم آورد وز جنس بشرم کرد
هوش مصنوعی: از ابتدای زمان، زندگی به انسانها شور و هیجان داده است تا از عدم (وجود نداشتن) به وجود آمده و از نوع بشر به وجود آورده است.
من از همه اوضاع جهان آگهیم بود
عشق تو بدین گونه ز خود بی خبرم کرد
هوش مصنوعی: من به تمام احوال و وضعیتهای دنیا آگاه هستم، اما عشق تو باعث شده که از خودم بیخبر باشم.
من مشرق ومغرب همه در زیر پرم بود
بی مهری تو بسمل پرکنده پرم کرد
هوش مصنوعی: من در همهجا احساس امنیت میکردم و احساس میکردم که همهچیز تحت کنترل من است، اما بیمحلی تو باعث شد که تمام آن احساسها و اطمینانها از بین برود و مرا در وضعیت ناامیدی قرار دهد.
از درد دلم هیچ کس آگاه نمی بود
رسوا به بر خلق جهان چشم ترم کرد
هوش مصنوعی: هیچکس از درد دل من خبر ندارد. در میان مردم، تنها چشمانم است که رسواییام را نشان میدهد.
سر رشته تدبیر به در رفت ز دستم
تا دهر گرفتار قضا و قدرم کرد
هوش مصنوعی: تدبیر و کنترل اوضاع از دستم خارج شد و به همین خاطر تا ابد در چنگال سرنوشت و قضا و قدر گرفتار شدم.
اقبال بلندی که خداوند به منداد
عاشق به تو درعشق تو صاحب نظرم کرد
هوش مصنوعی: خداوند به من اراده و توانایی بخشید که در عشق تو دیدگاه خاصی داشته باشم و به عشق تو علاقهمند شوم.