برگردان به زبان ساده
هجر یار از بس دل زار مرا پردرد کرد
اشک چشمم را چنین سرخ ورخم را زردکرد
هوش مصنوعی: فراق و دوری معشوق باعث شده است که دل من خیلی درد بکشد و به همین خاطر چشمانم اشک بار شده و رنگ صورتم هم کم رنگ و زرد شده است.
مرد را پروای مردن نیست اندر راه عشق
مرد می باید به درد عشق و خود رامرد کرد
هوش مصنوعی: انسان در عشق باید از مرگ نترسد و با تمام وجود به تحمل سختیهای عشق بپردازد و خود را فدای آن کند.
سودمندم نیست گلقندم دهی چند ای طبیب
باید از لعل لب دلبر علاج درد کرد
هوش مصنوعی: فایدهای برایم ندارد که تو دارویی به من بدهی، ای پزشک. باید از لبهای سرخ محبوبم درمان دردهایم را بگیرم.
کن علاج از نوشداروی لب لعلت مرا
کانچه با من تیغ ابرویت نباید کردکرد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از محبوبش میخواهد که با لبهای زیبای خود، که مانند نوشدارویی شفابخش هستند، به دردهای او را درمان کند. او میگوید اگر این عشق و زیبایی نباشد، تیغ ابروی محبوبش میتواند او را آزرده کند، و این نشاندهندهی آزردگی و رنجی است که از دوری محبوب بر دلش نشسته است.
غمگسار من نشد کس در زمان هجر تو
غیر اشک دیده کز رخساره پاکم گرد کرد
هوش مصنوعی: در زمان جداییام از تو، هیچ کس به من تسلی نمیدهد جز اشکهایی که از چهرهام سرازیر میشود و آن را آلوده میکند.
آتشین رخسارت اندر عشق دلگرمم نمود
لیک لعل آبدارت کام من را سرد کرد
هوش مصنوعی: چهره آتشین تو در عشق، دلگرمی زیادی به من داد، اما آن لعل درخشانت کاری کرد که خوشیام را از دست دادم.
از دل زار بلند اقبال گردد با خبر
مهره هر کس که جا در ششدر اندر نرد کرد
هوش مصنوعی: از دل رنجیده، روزگاری خوش برای هر کسی که در بازی ششدر تلاشی کرده و از موقعیتهایش آگاه باشد، به وجود میآید.