برگردان به زبان ساده
دانی ای مه که ز هجرت چه به من میگذرد
گذرد آنچه ز دی مه به چمن میگذرد
هوش مصنوعی: میدانی ای زیبای من، که از دوری تو چه حال و روزی دارم؟ میگذرد همانطور که آنچه از دی ماه بر چمن میگذرد.
آنچه بر زیبق و زر میگذرد از آتش
به دلم از غم تو سیمبدن میگذرد
هوش مصنوعی: آنچه بر طلا و نقره میگذرد، مرا از آتش درونم به خاطر غم تو به درد میآورد.
به یمن گر گذر آری ز عقیق لب تو
خون حسرت به دل کان یمن میگذرد
هوش مصنوعی: اگر از روی لب عقیقتو بگذری، دل پر از حسرت من میشود، چرا که آن یمن که تو به آنجا میروی، از دل من عبور میکند.
گذر آرد به سر زلف تو چون باد صبا
میندانی که چه بر مشک ختن میگذرد
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی مانند بادی ملایم، از کنار موهای تو عبور میکند، اما تو نمیدانی که این نسیم چه زیبایی و عطری را به یاد میآورد.
باغبان قدّ تو گر بیند و بویت شنود
در پِیَت افتد و از سرو و سمن میگذرد
هوش مصنوعی: اگر باغبان قد و قامت تو را ببیند و بوی زیبایت را بشنود، به دنبالت میافتد و از میان درختان سرو و گلهای سمن عبور میکند.
به کلیسای نصارا اگر آری گذری
از بت و بتکده بالله شمن میگذرد
هوش مصنوعی: اگر به کلیسای مسیحیان بروی، از کنار بتها و پرستشگاههای آنها عبور خواهی کرد، در حالی که خداوند نیز از آنجا میگذرد.
چشد از شربت لعل تو اگر طفل رضیع
لب به پستان نگذارد ز لبن میگذرد
هوش مصنوعی: اگر کودک شیرخواره از پستان شیر نخورَد، طعم شیرین شربت سرخ تو برایش چه ارزشی دارد؟
به زیارت گذری گر به سر اهل قبور
از پِیَت مرده همی پارهکفن میگذرد
هوش مصنوعی: اگر به زیارت قبرستانی بروی، حتی مردهها نیز در پی تو میآیند و همراهیت میکنند.
شکر و شهد و یا شعر بلند اقبال است
وصف لعل تو چو او را به دهن میگذرد
هوش مصنوعی: شکر و عسل و یا شعرهای زیبا، توصیف زیبایی لبت است وقتی که آن را در دهان میگذارند.