برگردان به زبان ساده
تا رز آرد غوره وآن غوره تا انگورگردد
چشم ها باید به راه انتظارش کورگردد
هوش مصنوعی: تا وقتی که گل سرخ به میوه تبدیل شود و آن میوه به انگور تبدیل گردد، باید چشمها منتظر بمانند و از دیدن موانع ناامید شوند.
خودگرفتم غوره شد انگور ناگردیده صهبا
ترسم از این کو خوراک مور یا زنبور گردد
هوش مصنوعی: من خودم را کنترل کردم و از شراب ناب دوری کردم، اما نگرانم که مبادا این میوه که هنوز نرسیده، تبدیل به خوراک مور و زنبور شود.
خودگرفتم رفت آن انگور در خم تا شود می
باز ترسم کو نگردد تلخ وناگه شور گردد
هوش مصنوعی: من انگور را از جایی که قرار داشت برداشتم تا تبدیل به شراب شود، اما نگرانم که مبادا تلخ شود یا ناگهان مزهاش تغییر کند و شور گردد.
خود گرفتم باده گردد تلخ وشیرین نشئه گردد
لعل گون گردد به بو چون عنبر وکافور گردد
هوش مصنوعی: من خود را در پیالهای از شراب میگیرم، که طعمش هم تلخ و هم شیرین میشود. این نشئه، مانند لالیگونی میشود که بویی شبیه عنبر و کافور دارد.
کوامید اینکه گردد اونصیب ما به عالم
ور شود شاید نه با مه طلعتی چون حور گردد
هوش مصنوعی: امیدوارم که نصیب ما از این دنیا به گونهای باشد که شاید با حضوری دلنشین و زیبا، مانند حوریان، عوض شود.
ساقی امشب کوبه ما روزی است خم را ساز ساغر
تا سبورا پر کنی از خم زمانی دور گردد
هوش مصنوعی: امشب ای ساقی، روزی است که باید خم را پر کنی و ساغر را بساز تا بیداری از بین برود و از زمانهای گذشته دور شویم.
ده بلنداقبال را می هی دمادم هی پیاپی
تا ز دل ظلمت برد وز پای تا سر نور گردد
هوش مصنوعی: در اینجا سخن از فردی است که در حال تلاش و کوشش مستمر است تا دل تاریک خود را روشن کند. او به طور مداوم و پیوسته به سمت روشنایی و امید حرکت میکند و میخواهد که تمام وجودش از نور آکنده شود تا از تاریکی و ناامیدی رهایی یابد.