برگردان به زبان ساده
دمید گل به چمن ساقیا بیاور راح
صلاح من بود این تا تو را بود چه صلاح
هوش مصنوعی: بهار به چمن دمیده است، ای ساقی! بیا و نوشیدنی بیاور، زیرا برای من بهترین راه همین است؛ تا زمانی که تو در کنارم هستی، همه چیز خوب است.
زمانه بر دل های ما ز غم زده قفل
بگیر بهر گشایش ز جام می مفتاح
هوش مصنوعی: دوران بر دلهای ما سختیها و غمها را به گونهای قفل کرده است. برای باز کردن این قفل، میتوانیم از شراب (می) کمک بگیریم.
قسم به جان تو فیضی که من ز می بردم
نبرده زاهد از اعمال روز استفتاح
هوش مصنوعی: به جان تو قسم، آن فایدهای که من از نوشیدنی میبرم، زاهد از کارهای روزانهاش نمیبرد.
فلاح اگر طلبی شو به عین هستی نیست
به مستی این هنر آید به کف بجوی فلاح
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نجات و موفقیت هستی، این را بدان که در حالت هوشیاری و واقعیت نمیتوانی به آن دست یابی. این هنر فقط در حالت مستی و غفلت نمایان میشود، پس برای رسیدن به موفقیت تلاش کن.
دلی که گشته به چشمش جهان ز غم تاریک
به روشنی مگر از می بری برش مصباح
هوش مصنوعی: دلهایی که به خاطر غمها و مشکلات، جهان را تیره و تار میبینند، تنها با نوشیدن شراب عشق و شادی میتوانند دوباره نور و روشنایی را تجربه کنند.
گمانم اینکه اگر می به مردگان بدهند
ز شوق باز پس آید به جسمشان ارواح
هوش مصنوعی: به نظر میآید که اگر به مردگان شراب بدهند، ارواحشان از شادی به جسمهایشان بازمیگردند.
به روی ما در میخانه بسته گر زاهد
نه آگه است که ما را است ذکر یا فتاح
هوش مصنوعی: درهای میخانه به روی ما بسته است، اگر زاهد از حال ما خبر دارد و میداند که ما مشغول ذکر و یاد خدا هستیم.
چه بود بودی اگر جای آب می در یم
که من به عمر همی می شدم در او ملاح
هوش مصنوعی: اگر بجای آب در کوزه، شراب میریختم، من در تمام عمرم غرق لذت و نوشیدن میشدم.
ز بس صلاح و مسا می خورد بلنداقبال
نمانده است که مستی کند مسا و صباح
هوش مصنوعی: به خاطر این که خیلی شاد و خوشحال شده و همواره از شراب و شادی استفاده میکند، دیگر موقعیتی برای او نمانده تا در اوج مستی از زیبایی صبح و دلربایی نرگس لذت ببرد.