برگردان به زبان ساده
زده است زلف تو چنبر به رخ چو مار به گنج
به گنج راه نبرده است هیچ کس بی رنج
هوش مصنوعی: موهای تو مانند چنبر به چهرهات افتاده است، و در کنار زیبایی و ثروت، هیچ کس بدون زحمت و تلاش به آنها دسترسی پیدا نکرده است.
به رنج و درد مرا صرف گشت عمر عزیز
نشد نصیب که آید به چنگ من این گنج
هوش مصنوعی: عمر گرانبهای من به رنج و درد گذشت و به دست نیاوردم چیزی که لایق من باشد و بتوانم از آن بهرهمند شوم.
مرا قرار و دل و دین و عقل و هوشی بود
به یک نگه به دو چشمت از کفم هر پنج
هوش مصنوعی: با یک نگاه به چشمان تو، آرامش، دل، ایمان، عقل و خرد من از دست رفت.
منم ز گردش چشم تو مست و مردم را
گمان که مستیم از باده است و بذر البنج
هوش مصنوعی: من تحت تأثیر نگاهی هستم که تو به من میکنی و مردم فکر میکنند که من به خاطر نوشیدنی مست شدهام و یا اینکه به دلیل بذر گیاه خاصی مست و غرق در حالتم.
دلم از آن شده پر خون تر از انار که نیست
به دستم از ذقن و غبغب تو سیب و ترنج
هوش مصنوعی: دل من از ناراحتی و غم، چون میوه انار به شدت پرخون و آکنده است. اما در عوض، در دستانم چیزی جز زیبایی و دلربایی تو نمیبینم، شبیه سیب و ترنج.
شود شکفته تر از گل دل چو غنچهٔ من
ز غنچهٔ لبت اندر دلم فتد گر خنج
هوش مصنوعی: دل من به خاطر لبخند تو مانند گل شکوفا میشود و اگر عشق تو به من برسد، همچون خنجری در دل من نفوذ میکند.
وفا ز جور تو دارد فزون بلنداقبال
ز زلف خویش ترازو به کف بگیر و بسنج
هوش مصنوعی: وفا از ظلم و ستم تو بیشتر است. خوشبختی را مانند زلف خود در دست بگیر و اندازهگیری کن.