برگردان به زبان ساده
سر زلف تو می گردد به رخسار تو گاهی کج
و یا بهر گزیدن می شود مار سیاهی کج
هوش مصنوعی: موهای تو به قدری زیبا و جذاب هستند که گاهی بر روی صورتت میافتند و به شکل نازک و کج در میآیند، و یا در بعضی مواقع مانند یک مار سیاه و زیبا میشوند که به نرمی روی چهرهات حرکت میکند.
چو طفل اندر گه تعلیم پیش اوستاد خود
همی زلفت شود از باد گاهی راست گاهی کج
هوش مصنوعی: وقتی کودک در حلقه آموزش است و استادش حضور دارد، گاهی زلف او به خاطر وزش باد، صاف میشود و گاهی کج.
بفگتم راستی نسبت دهم با مشک زلفت را
به پیچ و تاب رفت و کرد بر رویم نگاهی کج
هوش مصنوعی: گفتم با صداقت بگویم که زلفهای تو مثل مشک هستند؛ پیچ و تاب دارند و وقتی بر صورتم نگاه میکنی، انگار محو زیباییام میشوی.
به زلفت مشک چین گفتم غلط کردم خطا گفتم
پریشان بودم و آشفته افتادم به راهی کج
هوش مصنوعی: به دلیل زیبایی و جذابیت زلفهایت، اشتباهی کردم و حرفهای نادرستی زدم. در آن لحظه که پریشان و آشفته بودم، به راهی نادرست رفتم.
چو قدت راست بالا شد اگر سرو چمن لیکن
چو تو بر دوش و سر دارد کجا زلف و کلاهی کج
هوش مصنوعی: وقتی قامت تو راست و بلند است مانند سرو در باغ، اما وقتی به دوشت زلفی آویخته و کلاهی کج داری، زیباییات به همان اندازه تحت تاثیر این بیدقتی قرار میگیرد.
بجز ابروی تو بر روی تو هرگز ندیدم من
که محرابی بود در مسجدی یا خانقاهی کج
هوش مصنوعی: غیر از ابروهای تو که بر روی صورتت است، هرگز ندیدم که در هیچ مسجد یا خانقاهی محرابی کج وجود داشته باشد.
صف برگشته مژگانت پی تاراج جان و دل
بدان ماند که کرده بهر غارت قد سیاهی کج
هوش مصنوعی: چشمهای مژهدار تو مانند صفی هستند که به قصد تصاحب قلب و جانم بازگشتهاند، همچنان که کسی که به خاطر دزدی و غارت به دنبال قد و قامت ظاهری است.
چه باکت گر بلند اقبال قدش از غمت کج شد
ندارد باغبان غم گر شود شاخ گیاهی کج
هوش مصنوعی: نگران نباش اگر به خاطر غصههایت، قد یک جوان بلند و خوشبخت کمی خم شده باشد. باغبان نگران نخواهد شد اگر شاخهای از یک درخت به خاطر غم به سمت پایین خم شود.