برگردان به زبان ساده
شب به یاد آن لب خموش گذشت
ناله شد شمع وگلفروشگذشت
هوش مصنوعی: شب به یاد لب خاموش کسی سپری شد و شمع همچون نالهای روشن بود، و گلفروش از کنار ما رد شد.
چشم بر جلوهای که وا کردیم
پیش پیش نگاه هوش گذشت
هوش مصنوعی: به جلوهای که با کمال دقت و زیبایی نمایش دادیم، نگاه کن و توجه کن که چگونه هوش و ذکاوت در این لحظه ناپدید شد.
عمر رفت و هنوز در خوابم
کاروان از سرم خموش گذشت
هوش مصنوعی: زندگی من به سرعت سپری شد و من هنوز در خواب و غفلت بودم، در حالی که فرصتها و لحظههای مهم از کنارم بیصدا عبور کردند.
زبر پا دیدم از نشاط مپرس
مژه پل گشت و نای و نوش گذشت
هوش مصنوعی: از خوشحالی نمیتوانم ساکت بمانم. چشمانم پر از شادی است و زندگی با موسیقی و لذت به گذر میگذرد.
کاف و نون، خلق را، به شور آورد
این دو حرف ازکجا بهگوش گذشت
هوش مصنوعی: این دو حرف، یعنی کاف و نون، باعث شور و شوق مردم شدند و سوال اینجاست که این دو حرف از کجا به گوش مردم رسیده است.
طرفه راهی، چو شمع پیمودیم
سر ما هر قدم ز دوش گذشت
هوش مصنوعی: ما در این مسیر، مانند شمعی که در حال سوختن است، قدم به قدم پیش رفتیم و هر گامی که برداشتیم، بار سنگینی بر دوشمان بود.
فقر ما، ماتم دو عالم دشت
همه جا یک سیاهپوش گذشت
هوش مصنوعی: فقر و تنگدستی ما باعث شده که در دنیای موجود، همگان در عزا و غم به سر ببرند و همه جا حالتی شبیه به سوگواری به چشم میخورد.
بیجنون ترک وهم نتوانکرد
باده از خم به قدر جوش گذشت
هوش مصنوعی: بدون جنون و دیوانگی نمیتوان از خیالات رها شد، بادهای که از کوزه میریزد، به همان نسبت که به جوش میآید، از آن خارج میشود.
گر جنون کردهای تکلف چیست
فصل پنهانکن و بپوش گذشت
هوش مصنوعی: اگر به دیوانگی دچار شدهای، دیگر چه نیازی به تکلف و ظاهرسازی است؟ این فصل پنهان را کنار بگذار و آن را بپوشان.
سوختن هم غنیمت است این شمع
امشب آمد همانکه دوشگذشت
هوش مصنوعی: سوختن هم نعمتی است، این شمع امشب آمد، همان که دیشب گذشت.
تشنهٔ وصل بود بیدل ما
تیغ شد آب کز گلوش گذشت
هوش مصنوعی: عاشق در آرزوی وصال معشوق، به حدی از شدت اشتیاق و عطش رسیده است که حالا حتی سختی و تیرگی را نیز تحمل میکند؛ او از مشکلاتی که بر سر راهش قرار دارد، نمیترسد و با همهی وجود از آن عبور میکند.