برگردان به زبان ساده
آغاز نگاهم به قیامت نظری داشت
واکردن مژگان چراغم سحری داشت
هوش مصنوعی: نگاه من به روز قیامت بود و باز شدن مژگانم همچون چراغی در سپیدهدم زندگیام تأثیرگذار بود.
خوابم چه خیال است به گرد مژه گردد
بالین منگم شده آرام پری داشت
هوش مصنوعی: من در خواب خودم را در حالتی میبینم که بالینم پر از خیال و تصورات است، گویی یک پری آرامش را به من هدیه داده است.
چشمی به تحیرکدهٔ دل نگشودیم
آیینه همین خانهٔ بیرون دری داشت
هوش مصنوعی: ما هنوز از راز و رمز دل پردهبرداری نکردهایم، زیرا همین آینه که درون خانه است، درب ورودی دارد.
ما بیخبران بیهده بر ناله تنیدیم
تا دل نفس سوخته هم نامهبری داشت
هوش مصنوعی: ما نا آگاهان بیدلیل به ناله و زجه پرداختهایم، در حالی که حتی دل دردمند نیز پیامی برای ما ندارد.
قاصد، ز رموز جگر چاک چهگوید
درنامهٔ عشاق دریدن خبری داشت
هوش مصنوعی: پیامرسان از راز دلهای شکسته چه میتواند بگوید، وقتی در نامههای عاشقان خبری از درد و غم عشق وجود دارد؟
آخرگروه حیرت ما باز نگردید
او بودکه هر چشمگشودن دگری داشت
هوش مصنوعی: در نهایت، تعجب و سرگشتگی ما به پایان نرسید و او کسی بود که هر کس که چشمی میگشود، به دیدن او میرسید.
کردیم تماشای ترقی و تنزل
آیینهٔ ما هر نفس از ما بتری داشت
هوش مصنوعی: ما هر لحظه به تماشای پیشرفت و پسرفت خود پرداختیم، زیرا هر نفس که میگذشت، آیینهٔ وجود ما تصویری بهتر از خودمان را نشان میداد.
زین بحر، عیارطلب موجگرفتیم
آن پای که فرسود به دامن گهری داشت
هوش مصنوعی: از این دریا، ما به دنبال جواهرات موجزنی کردیم، همان پایی که به خاطر دامن مروارید فرسوده شده است.
آگاه نشد هیچکس از رمز حلاوت
ورنه لب خاموش گره نیشکری داشت
هوش مصنوعی: هیچکس از راز شیرینی آگاه نشد، وگرنه کسی که سکوت کرده بود، در دلش گنجینهای از شکر داشت.
بیشعله نبود آنچه تو دیدیگل داغش
هر نقش قدم یک دو نفس پیش سری داشت
هوش مصنوعی: بدون شعله، آنچه را که تو دیدی وجود ندارد. هر گل، آثار داغی دارد و هر قدمی که برمیداری، نشانهای از حرارت و زندگی در خود دارد.
با لفظ نپرداختی ای غافل معنی
تحقیق پری در نفس شیشهگری داشت
هوش مصنوعی: ای غافل، با کلمات درنگ نکن؛ چون معنای عمیق مانند تحقیقاتی است که پری روح در دل شیشهگر دارد.
آسان نرسیدیم به هنگامهٔ دیدار
ای بیخبران آینه دیدن جگری داشت
هوش مصنوعی: به راحتی به لحظهٔ دیدار نرسیدیم، ای کسانی که از حقیقت بیخبر هستید، دیدن آینه سختیهای خاص خود را دارد.
عریانیام ازکسوت تشویش برآورد
رفت آنکه جنونم هوس جامهدری داشت
هوش مصنوعی: من از نگرانی و اضطراب عریان و بیپوشش هستم، کسی که دچار جنون و شوق بود و آرزو داشت لباسی بپوشد، از من دور شده است.
بیدل چقدر غافلکیفیت خویشم
من آینه در دست وتماشا دگری داشت
هوش مصنوعی: بیدل، چقدر بیخبر از حال خودم هستم. من مانند آینهای در دست دیگران هستم که فقط به تماشای آنها میپردازم.