برگردان به زبان ساده
محرم حسن ازل اندیشهٔ بیگانه نیست
رنگ میگردد بهگرد شمع ما پروانه نیست
هوش مصنوعی: محرم حسن ازل به معنای آشنای همیشگی زیبایی است و در اینجا به این نکته اشاره میشود که اندیشهٔ دیگران و بیگانگان در این موضوع بیمعناست. در کنار شمع عشق، پروانهای وجود ندارد که به او نزدیک شود و به او بپیوندد.
از نفسها نالهٔ زنجیر میآید بهگوش
در جنونآباد هستی هیچکس فرزانه نیست
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از جنون و آشفتگی است، هیچکسی به درستی نمیداند چه باید کرد و در این میان، درد و رنجها بهطور مداوم شنیده میشود.
بسکه یادت میدهد پیمانهٔ بیهوشیام
اشک هم در دیدهام بیلغزش مستانه نیست
هوش مصنوعی: یاد تو آنقدر مرا دچار کرده که حتی اشکهایم نیز در چشمانم بیتوجهی و سرمستی ندارند.
غیر وحشت کیست تا گردد مقیم خانهام
سیل هم بیش از دمی مهمان این ویرانه نیست
هوش مصنوعی: جز وحشت، هیچکس در خانهام نمیماند و خود سیل نیز بیش از یک لحظه مهمان این ویرانه نیست.
گریهٔ شبنم پی تسخیر گل بیهوده است
طایران رنگ را پروای آب و دانه نیست
هوش مصنوعی: گریهٔ شبنم بر روی گل بیفایده است، چرا که پرندگان رنگ و زیبایی را فراموش کردهاند و به آب و دانه اهمیت نمیدهند.
بهره از کسب معارف کی رسد بیمغز را
سرخوشیاز نشئهٔ می قسمت پیمانه نیست
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از درک و دانش بهرهمند شود، مگر آن که ذهنی پرآگاهی داشته باشد. خوشی ناشی از نوشیدن شراب نمیتواند بدون علم و آگاهی به دست آید.
سیل اشکم در دل شبنم نفس دزدیده است
از ضعیفی ناله در زنجیر این دیوانه نیست
هوش مصنوعی: شبنم در دل شب، اشکهای من را به خود جذب کرده و نفس را به شدت به ضعیفی وامیدارد، اما صدای نالهای از این دیوانه در زنجیر وجود ندارد.
زبنهار ایمن مباش از ظالم کوته زبان
میشکافد سنگ را آن ارهکش دندانه نیست
هوش مصنوعی: مواظب باشید که از ظالم بیفرهنگ ایمن نباشید؛ او میتواند با ترفندهایش حتی محکمترین سنگها را بشکافد، در حالی که یک ارهی معمولی قادر به این کار نیست.
هرگز افسون مژه بر هم زدن نشنیدهایم
ما سیهبخان شبی دارپم لیک افسانه نیست
هوش مصنوعی: ما هرگز نشنیدهایم که کسی با ناز و کرشمهای مژههایش را به هم بزند و دیگران را افسون کند، اما ما خود در شبهای تاریک عشق، تجربهای از آن داریم که حقیقتی فراتر از افسانهها است.
عمرها چون سرمه گرد چشم او گردیدهایم
مستی انشا نامهٔ ما بیخط پیمانه نیست
هوش مصنوعی: ما در طول عمرمان مانند سرمه دور چشم او به چرخش درآمدهایم و مستی ما از سرنوشت و نوشتن سرگذشتمان بهگونهای است که هیچ محدودیتی در آن احساس نمیشود.
شور ما چون رشتهٔ ساز از زبان نیستیست
نغمهها مینالد اما هیچکس در خانه نیست
هوش مصنوعی: شور و حال ما مانند نغمهٔ ساز است که از کلام و سخن نشئت نمیگیرد. صداهایی وجود دارد که به گوش میرسد، اما هیچکس در این خانه حضور ندارد.
عشرتمبیدل نهبریکدور موقوفاست و بس
اشک خواهد سبحه گردانید اگر پیمانه نیست
هوش مصنوعی: تنهایی و دوری از دوستانم زجرآور است و تنها گریه خواهد کرد؛ دیگر نمیتوانم به نماز نشسته و دعا کنم اگر که ظرفی برای آب هم نباشد.