برگردان به زبان ساده
دل در قدم آبله پایانکه شکستهست
اینشیشه بههرکوهو بیابانکه شکستهست
هوش مصنوعی: دل در دلی به درد آمده و به شکسته شدن شیشه در هر کوه و بیابان اشاره میکند. انگار هر قدمی که برمیداریم، دلسردی و شکست را با خود به همراه داریم.
جز صبر به آفات قضا چاره نشاید
در ناخن تدبیر نیستانکه شکستهست
هوش مصنوعی: تنها راهی که برای مقابله با مشکلات و تقدیر وجود دارد، صبر است و نمیتوان با تدبیر و برنامهریزی، به چیزی که از دست رفته، دست یافت.
با سختی ایام درشتی مفروشید
ایبیخبران سنگ به دندانکه شکستهست
هوش مصنوعی: با مشکلات و سختیهای زندگی به راحتی برخورد نکنید، ای کسانی که نمیدانید، این سنگها که دندانتان را شکستهاند، نشانهای از درد و رنج هستند.
گر ناز ندارد سر سوتش غبارم
دامان تو، ای سرو خرامانکه شکستهست
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و ناز تو کمتر به چشم بیاید، من با وجود تمام آلودگیها و غبارها، چون یک سرو بلند و زیبا برای تو به پا میخیزم که به زمین افتاده است.
هر سو چمنآرایی نازیست درین باغ
آیینه به این رنگ گلافشانکه شکستهست
هوش مصنوعی: در این باغ، هر طرف زیباییهای چمن و گلها دیده میشود که جلوهای خاص و زیبا دارد. اما این زیباییها تحت تأثیر نشانهای از شکست یا آسیب قرار گرفتهاند.
گل بیتپشی نیست جگرداری رنگش
جز خنده بر اینزخم نمکدانکه شکستهست
هوش مصنوعی: بدون وجود تپش، هیچ گلی زیبا نیست و رنگش تنها دردی را میخنداند که از زخمهای نمکین ناشی میشود.
گرعجز عنانگیر ز خود رفتن من نیست
رنگم چوگلشمع پریشانکه شکستهست
هوش مصنوعی: اگر نتوانم خود را کنترل کنم، این به دلیل ضعف من نیست. رنگ من شبیه به گلی است که در میان شمعها گرفتار آمده و به خاطر شکستن، بینظم و پریشان شده است.
با چاک جگر بایدم ازخویش برون جست
چونصبحبهرویم در زندانکه شکستهست
هوش مصنوعی: باید با دل شکسته و درد درونم از خودم جدا شوم، چون صبح وقتی به روی من میافتد، مثل زندانی هستم که دیوارهای زندانم ترک خورده است.
کر موج ندارد تب وتاب نم اشکم
در چشممحیط اینهمهمژگانکه شکستهست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بدون وجود حرارت و جنب و جوش، هیچ چیز نمیتواند در وجود انسان تاثیر بگذارد. در اینجا، اشکهای من در چشمانم نشاندهندهی احساسات عمیق و تأثیراتی است که محیط اطرافم بر من گذاشته، حال آنکه مژگانها، نمادی از زیبایی یا فریبندگی هستند که به نوعی در این احساسات وارد شدهاند. با این حال، اگر هیچ حرکتی نباشد، این احساسات نیز نمیتوانند به وجود آیند.
عمریست جنونمیکنم از خجلت افلاس
دستیکه ندارم به گریبانکه شکستهست
هوش مصنوعی: من از خجالت و فقر به حالتی جنونآور رسیدهام، چرا که دستی ندارم که به گریبان خود بزنم و نشانگر درد و شکستم باشد.
هر ذره جنون چشمی از دیدهٔ آهوست
آیینهٔ مجنون به بیابانکه شکستهست
هوش مصنوعی: هر ذرهای از جنون و دیوانگی به مانند چشمی از آهو است. آیینهای که نشاندهندهٔ این جنون است، در بیابان شکسته شده است.
بیدل نفسی چند فضولیکن وبگذر
بر خوانکریمان دل مهمانکه شکستهست
هوش مصنوعی: ای بیدل، چرا وقت خود را تلف میکنی؟ بگذار که بر سفرهی کرم و لطف خداوند دل مهمانان بشینند؛ چرا که دل آنها شکسته است.