برگردان به زبان ساده
تا چند ز غفلت طرب اندیش نشینم
کو درد که لختی به دل ریش نشینم
هوش مصنوعی: چقدر باید در غفلت و خوشحالی بگذرانم، ای کاش کمی درد را بچشم تا لحظهای بر دلم بنشیند.
یک چشم زدن الفت اشک و مژه کم نیست
ظلمست درین غمکده زین بیش نشینم
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید: یک لحظه به هم نگاهی کردن و بوجود آوردن عواطف و اشک و احساسات، کمتر از ظلم و بیعدالتی نیست. در این خانهی غم و اندوه، دیگر نمیتوانم بیشتر بمانم.
در آتش امید سپندم منشانید
ناجسته ز خود چند به تشویش نشینم
هوش مصنوعی: من در آتش امید خود میسوزم، و شما به من نپرید. چرا باید به خاطر غمها و نگرانیها، از خود دور شوم و در بلاتکیفی بمانم؟
گردون دو نفس نقش حصیرم نپسندید
تا پهلوی آسایش درویش نشینم
هوش مصنوعی: زندگی من به گونهای است که در سختی و فشار قرار دارم و با وجود این شرایط، نمیخواهم در کنار آسایش و راحتی دیگران باشم. گردون (دنیای بالا) دو بار مرا به چالش کشیده و من از این وضعیت راضی نیستم.
آب گهرم چند درین کینه پرستان
ممنون دم تیغ و سر نیش نشینم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات خود نسبت به افرادی که او را مورد کینه و دشمنی قرار دادهاند سخن میگوید. او میگوید که حتی اگر درونش پر از درد و رنج باشد، همچنان باید با قدرت و استقامت در برابر مشکلات و خطرات ایستادگی کند. او به این نکته اشاره دارد که با وجود تیرگیها و چالشها، باز هم باید حضور و وجود خود را حفظ کند.
از نقش قدم سرکشی ناز نشاید
تا محو شدن به که ادب کیش نشینم
هوش مصنوعی: از آثار و نشانههای رفتاری کسانی که سرکش و مغرور هستند، نمیتوانم پیروی کنم و ترجیح میدهم با ادب و احترام زندگی کنم.
بر دامن پاک تو غبارم من بیدل
مگذار که دیگر به سر خویش نشینم
هوش مصنوعی: من بر دامن نیکوی تو غبار آلود شدهام. ای بیدل، مرا تنها نگذار که دیگر نمیتوانم به تنهایی زندگی کنم.