برگردان به زبان ساده
ز نور عالم امکان گر انتخاب گزینم
چرا ترا نگزینمکه آفتابگزینم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم از نور جهان وجود چیزی را انتخاب کنم، چرا تو را انتخاب نکنم، در حالی که تو مانند خورشید روشنیبخش هستی؟
چراغ عشرت این بزم بی تو نور ندارد
مگر در آتشی افتم که ماهتاب گزینم
هوش مصنوعی: این بزم و جشن بدون تو روشنی ندارد و تنها زمانی میتواند نور داشته باشد که در آتش عشقت بیفتم و برابر نور ماه معشوق قرار بگیرم.
به چشمه گر بردم احتیاج تشنه لبیها
جبین به عرق دهم تا ز آب تری گزینم
هوش مصنوعی: اگر تشنهام و به چشمه نیاز داشته باشم، با پیشانی عرق کردهام، میخواهم از آب ترو تازهای که در اختیارم قرار میگیرد، بهرهمند شوم.
ز حرص چند کشم انتظار مخمل و دیبا
روم به سایهٔ دیوار فقر و خواب گزینم
هوش مصنوعی: به خاطر حرص و طمع، منتظر نازکی و زرق و برق زندگی هستم، اما در عوض به سایهٔ دیوار فقر پناه میبرم و خواب را بر میگزینم.
به محفلی که نم منتی است در می جامش
سپند نالم اگر اشکی از کباب گزینم
هوش مصنوعی: در جمعی که بوی عطر و خوشی دارد، اگر اشکی از دل سوزانم بریزم، به خاطر سوختگیام در آتش عشق و شوق است.
طپانچه نقد نشاط است و گوشمالی مالش
چه آرزو کنم از دف، چه از رباب گزینم
هوش مصنوعی: تپانچهای که به رسم نشاط و شادی در دست دارم، و نوازشهای مادی را به خود گرفتهام، دیگر چه آرزویی میتوانم داشته باشم؛ آیا ساز دف را انتخاب کنم یا ساز رباب؟
گذشته است ز هم کاروان محمل فرصت
درنگ کو که من بیخبر شتاب گزینم
هوش مصنوعی: گذشته است زمان، و فرصت برای توقف و تفکر از بین رفته است. اکنون من باید بیخبر از همه چیز، با быстرا تصمیم بگیرم و عمل کنم.
به هر دریکه نشاند ز خود تهی شدن من
چو حلقه چشم کنم باز و فتح باب گزینم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر جا که پیش روم، احساس میکنم از خودم خالی شدهام. مانند حلقهای که در لبههایش خود را به نمایش میگذارد، دوباره دروازههای جدیدی را برای ورود به زندگی انتخاب میکنم.
به مکتبیکه بود درسش از حدیث تعلق
همین گسستن شیرازه از کتاب گزینم
هوش مصنوعی: من درسی را که به من میآموزند، که دربارهی ارتباطات و وابستگیها است، انتخاب میکنم. این درس نشان دهندهی جدا شدن یک اصل از کل، مانند گسستن اجزای یک کتاب است.
نیام ستمکش اوهام تا به زهد ریایی
خمار خلد ز ترک شراب ناب گزینم
هوش مصنوعی: من به خاطر خیالات آزاردهندهام، به جای تظاهر به زهد و پارسایی، از لذت واقعی و خالص شراب ناب دوری میکنم.
به قصر خلد رسانم طناب خیمهٔ عصیان
چو ریش زاهد اگر یک دو گز ثواب گزینم
هوش مصنوعی: من به بهشت میرسم و خیمهی نافرمانی را به آنجا میآورم، همانطور که اگر زاهد باشم، اندکی از ثواب را میپذیرم.
فلک اگر دهدم اختیار عزت و خواری
بهگنج پا زنم و یک دل خرابگزینم
هوش مصنوعی: اگر آسمان به من اختیار دهد که بین عزت و ذلت یکی را انتخاب کنم، من تصمیم میگیرم که به جای ثروت، دل شکستهای را برگزینم.
مدم بهگوش خیالم فسون آتش الفت
که شکل موی ضعیفم مباد تابگزینم
هوش مصنوعی: در خواب و خیال خود، جادو و وسوسه عشق را میشنوم و نمیخواهم به خاطر زیبایی موی ظریفم، دچار درد و رنج شوم.
دماغ دردسر موج این محیط که دارد
قدح نگونکنم و مشرب حبابگزینم
هوش مصنوعی: در این دنیا که پر از مشکلات و سختیهاست، من ترجیح میدهم که از لذتها و خوشیها بهرهبرداری کنم و به سراغ چیزهایی بروم که زندگیام را بهبود ببخشند.
بجوشم و به در ایم ازبن هوسکده بیدل
به جوش خم چقدر خامی شراب گزینم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر بیان میکند که احساس عمیق و شور و شوقی در خود دارد و تصمیم دارد از محافل دلخواه و عاشقانه بیرون بیاید. او به شیرینی و جوانی و سرخوشی شراب اشاره میکند و از خود میپرسد چقدر ناپخته و خام است که در انتخاب شراب دقت نداشته باشد. در واقع، او به دنبال انتخابی بهتر و صحیحتر در زندگی و عشق است.