برگردان به زبان ساده
ادب سرشتهٔ عجزم مپرس از آیینم
به پا چو آبله فرسودنست تسکینم
هوش مصنوعی: من تواضع و ادب را از خودم پنهان نکن، زیرا مثل آبی که به پا فشار میآورد و میسوزاند، تنها تسکین من همین حالتم است.
ز محو یاد تو آزار کس چه امکان است
مژه ندید گرانی ز خواب سنگینم
هوش مصنوعی: از یاد تو چنان محو شدم که کسی نمیتواند مرا آزار دهد. اگر هم کسی مژهام را ببیند، از خواب سنگینم نخواهد توانست مرا بیدار کند.
به اختلاط هوس سخت مایلم یارب
سریشمی نکند غفلت شلایینم
هوش مصنوعی: من به شدت تمایل دارم که در دنیای سرگرمی و لذتها غرق شوم، ای کاش بیخیالی و غفلت از من دور شود.
چو شمع راحتم از پهلوی ضعیفیهاست
پر است از پر رنگ شکسته بالینم
هوش مصنوعی: من آرامش را از وجود افرادی که ضعیف و شکننده هستند میگیرم، زیرا در چنین نزدیکی، احساسات و دردهایم به وضوح بروز میکند.
هزار شکر که آخر ز حسن سعی وفا
حنای پای تو گردید اشک رنگینم
هوش مصنوعی: خیلی خوشحالم که در نهایت، تلاش و محبت تو باعث شد که اشکهای رنگین من به پای تو تبدیل شود.
ز نقش پای تو بوی بهار میآید
بیاکه جبهه نهم برزمین وگل چینم
هوش مصنوعی: از آثار پای تو عطر بهاری به مشام میرسد. بیا تا من برای تو بر خاک سجده کنم و گل بچینم.
تپیدن دل من جوهر چه آینه است
که میروم ز خود و جلوهٔ تو میبینم
هوش مصنوعی: دل من مثل آینهای است که در آن تصویر تو را مشاهده میکنم و این باعث میشود که از خودم دور شوم.
به آستان تو عهد غبار من اینست
که گر سپهر شوم جز به خاک ننشینم
هوش مصنوعی: در برابر تو عهد میبندم که اگر به آسمان برسم، فقط به زمین بازخواهم گشت و جز در خاک تو ننشینم.
نه نقش پایم و نی سایه اینقدر دانم
که خاک راه توام خواه آن و خواه اینم
هوش مصنوعی: من نه به نشانهی پایم و نه به سایهام، فقط میدانم که در مسیر تو هستم و به همین خاطر، چه به این سمت و چه به آن سمت، در راه تو قرار دارم.
هوس به لذت جاهم نکرد دعوت حرص
مگس نداد فریب از لعاب شیرینم
هوش مصنوعی: تمایل به لذتبردن نتوانست مرا در دام خود بیندازد، حرص و طمع مانند مگس به سراغ من نیامد و گرفتار فریب شیرینی نخواهم شد.
به پایداری صبرم فلک ندارد دست
به نشتر رگ خارا کمر کشد کینم
هوش مصنوعی: به خاطر صبر و استقامتم، آسمان نمیتواند به من آسیب بزند، زیرا من در برابر سختیها به اندازهای قوی هستم که نمیگذارم کسی به من زیانی برساند.
نهفته در سخنم انفعال مضمونی
که لب چو جبهه عرق میکند به تحسینم
هوش مصنوعی: در کلام من، یک تاثیر عمیق و معنی خاصی وجود دارد که باعث میشود لبهایم مانند جبههای که به خاطر تحسین عرق میریزد، به بیان احساسات و احساس شگفتی بپردازند.
به رنگ جوهر آبی که در گهر سوزد
غبارگشتهام اما بجاست تمکینم
هوش مصنوعی: من مثل رنگ آبی جوهری هستم که در گرانبها میسوزد و با وجود اینکه آلودگیها مرا گرفته، خود را مناسب به نشان دادن میدانم.
مبرهن است ز آثار نام من بیدل
که غره نیستم از زمرهٔ مساکینم
هوش مصنوعی: نام من بیدل، نشانهای است واضح که نشان میدهد من به خودم فخر نمیکنم و نباید خود را از جمع افراد فقیر و بینوا برتر بدانم.