برگردان به زبان ساده
باز بیتابانه ایجاد نوایی میکنم
مطلب دیگر نمیدانم دعایی میکنم
هوش مصنوعی: من با شور و شوقی دوباره آهنگی را آغاز میکنم و چیزی دیگر نمیدانم جز اینکه دعا میکنم.
مدعای صبح زین باغ امتحان فرصت است
تا نفس پر میزند کسب هوایی میکنم
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، صبحگاهی به وجود آمده که فرصتی برای امتحان است. من در حال تلاش برای گرفتن نفسی تازه و به دست آوردن حالت خوب هستم.
ناامید عالم اقبال نتوان زیستن
استخوان نذر مدارای همایی میکنم
هوش مصنوعی: اگر امیدی به زندگی در این جهان نباشد، من زندگی را به خاطر وعدهها و نعمتهای زندگی موقتی نمیگذارم.
دامن دیگر نمییابم درین حرمان سرا
عذر بیکاریست بیعت با حنایی میکنم
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم دامن دیگری را در این فضای ناامیدی پیدا کنم. دلیلش این است که با تنهاییام کنار آمدهام و با حنایی پیمان میبندم.
چون نفس کارم به تعمیر دل افتادهست لیک
طرح بنیادی ز آب و گل جدایی میکنم
هوش مصنوعی: وقتی که در کارم نیت اصلاح و بهبود دل دارم، اما باید از اصول اولیه و مادیات فاصله بگیرم.
زور بازوی توکٌل ناخدای دیگر است
بیغم ساحل درین دریا شنایی میکنم
هوش مصنوعی: توان و قدرت توکل کردن من، به مانند نیروی بازوی یک ناخدای دیگر است. بیآنکه بترسم از ساحل، در این دریا با خیال راحت شنا میکنم.
هر کجا باشم درین وحشت دلیل کاروان
جادهها را محمل بانگ درایی میکنم
هوش مصنوعی: هر کجا که باشم، در این تنهایی و بینام و نشانی، نشانههای راه را کشف میکنم و با فریاد خود به کاروانها اطلاع میدهم.
کو جوانی تا توانم عذر طاقت خواستن
پیرگشتم خدمت قد دوتایی میکنم
هوش مصنوعی: کسی جوان و نیرومند را میطلبم تا بتوانم از او بخواهم که عذر ناتوانیام را بپذیرد؛ زیرا اکنون که پیر شدهام، به خدمت قد و قامت او میرسم.
پیش یارانم دل بیآرزو شرمنده کرد
جام خالی گر قبول افتد حیایی میکنم
هوش مصنوعی: در حضور دوستانم از اینکه دل بیخواستهای دارم شرمندهام. اگر جام خالیام پذیرفته شود، از سر حیا و تواضع عمل خواهم کرد.
از تصنع ننگ دارم ورنه من همچون سحر
میدرم جیبی دماغ دلگشایی میکنم
هوش مصنوعی: من از هرگونه تظاهر و تصنع بدم میآید، اما اگر بخواهم، مانند سحر درخشانی میتوانم در دلها جا کنم و حالتی دلپذیر به وجود آورم.
یک سر مو گر برون آیم ز فکر نیستی
یا قیامت مینمایم یا بلایی میکنم
هوش مصنوعی: اگر حتی به اندازه یک سر مو از دنیای فکر و خیال خارج شوم، یا به یاد قیامت میافتم یا بلایی بر سر خودم میآورم.
ما و من بیدل تعلق باف شغل زندگیست
رشتهها میتابم و بند قبایی میکنم
هوش مصنوعی: ما و من بیدل که به هم مرتبط هستیم، زندگیامان به نوعی بافته شده و ارتباطات و پیوندهایمان را به شکل زیبایی شکل میدهیم.