برگردان به زبان ساده
در جنون گر نگسلد پیمان فرمان نالهام
بعد ازین، این نُه فلک گوی است و چوگان نالهام
هوش مصنوعی: اگر در جنون خود نتوانم پیمانم را قطع کنم، بعد از این، این نه آسمان و سرنوشت من است، بلکه تنها صدای نالهام است که مثل یک گوی و چوگان در بازی به حرکت درمیآید.
هر نگه مدّی به خون پیچیدهٔ صد آرزوست
هوش کو تا بشنود از چشم حیران نالهام
هوش مصنوعی: هر نگاهی که به من میافتد، به نوعی بار سنگینی از آرزوهای نا برآورده را با خود دارد. اما آیا کسی هست که بتواند صدای ناله و افسردگی من را از چشمان حیرانم بشنود؟
مستیِ حسن و جنونِ عشق از جامِ من است
در گلستان رنگم و در عندلیبان نالهام
هوش مصنوعی: درباره زیبایی و شوری که از عشق و جذابیت معشوق به من دست داده است صحبت میکند. در میان گلها، رنگ و بوی خاصی دارم و صدای من در میان پرندگان نغمهای است که به عشق و زیبایی اشاره دارد.
بسکه خون آرزو در پردهٔ دل ریختم
گرچه زخمی بود هر جا شد نمایان نالهام
هوش مصنوعی: من به خاطر خواستههایم در دل خود بسیار گریستهام و با اینکه همیشه درد و رنج را احساس کردهام، اما هر جا که برمیخیزم، صدای نالهام را میتوان شنید.
عمرها شد در سواد بیکسی دارم وطن
آه اگر نبود چراغ این شبستان نالهام
هوش مصنوعی: سالهاست که در تاریکی بیکسی به سر میبرم. وطنم کجاست؟ آه! اگر این چراغ در این شبنشینی نبود، نالهام چه میشد؟
ساز و برگِ عافیت یکبارم از خود رفتن است
چون نفس گر میشود کارم به سامان، نالهام
هوش مصنوعی: برای دستیابی به آرامش واقعی، یک بار باید از خودمان فاصله بگیریم. اگر حال خوب و آرامشی پیدا کنم، اما همچنان در درونم احساس ناپایداری و نگرانی دارم.
هیچ جا از عضو امکان قابل تأثیر نیست
روزگاری شد که میگردد پریشان نالهام
هوش مصنوعی: در هیچ جایی از وجود انسان، تأثیرپذیری وجود ندارد، اما روزگاری پیش آمده که صدای ناله من در حال پیچیدن و پریشانی است.
پوست از تن رفت و مغز از استخوان، اما هنوز
برنمیدارد چو نی دست از گریبان نالهام
هوش مصنوعی: تن من از پوست و مغز خالی شده، ولی هنوز فریاد و درد من قطع نشده و دست از آن نمیکشد.
گرد من از عالم پرواز عنقا هم گذشت
تا کجا خواهد رساند این خانه ویران نالهام
هوش مصنوعی: پرواز مرغی افسانهای به نام عنقا از سرزمین من گذشت، من به دنبال این هستم که این خانه خراب ویران، کجا خواهد رساند نالههای من.
گر به دامان ادب فرسود پایم باک نیست
گاه گاهی میکشد تا کوی جانان نالهام
هوش مصنوعی: اگر پایم در راه ادب خسته شود، نگرانی ندارم؛ زیرا گاهی اوقات صدای نالهام به سوی محبوبم میکشد.
مژدهای آسودگی کز یک تپیدن چون سپند
من شدم خاکستر و پیچید دامان نالهام
هوش مصنوعی: خبر خوشی از آرامش را میدهم، که از یک ضربان قلب، مانند سپند، تبدیل به خاکستر شدم و نالهام مانند دامن به دور میپیچد.
بیدل از عجزم زبان درد دل فهمیدنیست
بیتکلف چون نگاه ناتوانان نالهام
هوش مصنوعی: بیدل از ناتوانیام میگوید که درد دلام را بدون هیچگونه زحمت و پیچیدگی میتوان فهمید، مثل نگاهی که افراد ناتوان به درد و رنج خود دارند.