برگردان به زبان ساده
کعبهٔ دل گرچه دارد تنگ ارکانش ز سنگ
میدهد تمکین نشانی در بیابانش ز سنگ
هوش مصنوعی: کعبهای که در دل قرار دارد، حتی اگر دیوارهایش از سنگ ساخته شده باشد، نشانی از عظمت و احترام میدهد که در بیابان وجودش نمایان است.
محو دیدار ترا از آفت دوران چه باک
کم نمیباشد حصار چشم حیرانش ز سنگ
هوش مصنوعی: دیدن تو مرا از مشکلات زمانه نمیترساند، چرا که حصار چشمان پر از حیرتم از سنگ هم محکمتر است.
عشرت مجنون چه موقوفست بر اطفال شهر
دشت هم از کوه پر کردهست دامانش ز سنگ
هوش مصنوعی: زندگی شاد و خوش مجنون به چه چیزی وابسته است، در حالی که دشت به قدری پر از سنگ و سختی است که حتی دامان او را هم پر کرده است.
حسن محجوبی که هست از کعبه و دیرش نقاب
عاشقان چون شعله میبینند عریانش ز سنگ
هوش مصنوعی: حسن و زیبایی که پوشیدگیاش از کعبه و معبد فراتر است، عاشقان همچون شعلهای آن را میبینند که با سنگها در تضاد است و عریان نمایان میشود.
آسمان مشکل گره از دانهٔ ما واکند
گرهمه چون آسیا ریزند دندانش ز سنگ
هوش مصنوعی: اگر آسمان، مشکل ما را حل کند و مانند آسیابی که دانهها را خرد میکند، دندانهایش را از سنگ ببینیم، این نشان میدهد که باید در برابر سختیها و چالشها مقاومت کنیم و در عین حال امیدوار باشیم که راه حلی برای مشکلات ما وجود دارد.
اعتباراست اینکه ما را دشمن ما میکند.
سنگ اگر مینا نگردد نیست نقصانش ز سنگ
هوش مصنوعی: اینکه دشمنی ما را تأثیرگذار میکند، به خاطر اعتبار و رأی ماست. اگر سنگ به مینا تبدیل نشود، این نقصی بر سنگ نیست.
سختی ایام در خورد قبول طبع کیست
چون فلاخن رد کند هر کس برد نانش ز سنگ
هوش مصنوعی: سختیهای زندگی را چه کسی میتواند بپذیرد؟ مانند تیرکمان که هر کس میتواند سنگی را به سمت هدف پرتاب کند، اما نانش را از سنگ به دست میآورد.
حسن کز جوش نزاکت یک قلم رنگست و بس
بوالفضولی چند میخواهند پیمانش ز سنگ
هوش مصنوعی: زیبایی که تنها به خاطر ظرافتش به وجود آمده، به اندازه یک رنگ است و بس. اما بعضی از فضولان و کنجکاوان چه انتظاراتی دارند که بخواهند این زیبایی را از سنگ بسازند؟
سر به رسوایی کشد ناچار چون نقش نگین
گر همه مجنون ما باشدگریبانش ز سنگ
هوش مصنوعی: اگرچه بر ما از عشق آشکار رسوایی میخورد، اما اگر همه دیوانهها به او تعلق داشته باشند، او همچنان در برابر سنگدلیها مقاوم است.
یک شرر بیطاقتی هر جا پر افشاند ز دل
نیست ممکن گر ببندی راه جولانش ز سنگ
هوش مصنوعی: اگر یک جرقه یا شعله سرکش در جایی زبانه بکشد، نمیتوان آن را کنترل کرد، حتی اگر تمام راههای حرکتش را با سدها مسدود کنی.
مزرع دیوانهٔ ما بسکه آفتپرور است
آبیارش موج زنجیر است و بارانش ز سنگ
هوش مصنوعی: مزرعه ما به گونهای است که پر از آفتها و مشکلات است. آبپاش آن با زنجیرهای سخت محدود شده و بارانش هم به جای آب، سنگ میبارد.
نیست آسان ره بهکهسار ملامت بردنت
دانه میچینند همچونکبک، مرغانش ز سنگ
هوش مصنوعی: رسیدن به قله ملامت و انتقاد کار آسانی نیست؛ مانند کبک که دانهها را از زمین میچیند، پرندگان هم از سنگها دور میشوند.
تا ز غفلت نشکنی دل گوشهگیر جیب توست
شیشه را در سنگ میدارند پنهانش ز سنگ
هوش مصنوعی: برای اینکه از بیتوجهی و غفلت خارج شوی، باید به درون خود نگاهی عمیقتر بیندازی. گویا دل و احساساتت مانند شیشهای آسیبپذیر هستند که باید از خطرات و صدمات حفظ شوند. در واقع، این حس ظریف و حساس را مانند شیشهای که درون سنگی پنهان شده نگهداری، تا از آن محافظت کنی.
آتشی بسیار دارد بیدل این کهسار وهم
بر دل افسرده ریزد کاش توفانش ز سنگ
هوش مصنوعی: بیدل در دل این کوه پر از آتش و احساسات است و این آتش میتواند بر دلهای غمگین اثر بگذارد. کاش یک طوفان از سنگ بیفتد تا این آتش خاموش شود.