برگردان به زبان ساده
ذوق شهرتها دلیل فطرت خام است و بس
صورت نقش نگین خمیازهٔ نام است و بس
هوش مصنوعی: علاقه به شهرت و معروفیت نشانهای از خامی طبیعت انسان است، و تنها زیبایی ظاهری که بر روی ارتباطات و نامها هست، مثل یک تصویر ساده و بیمحتوا میماند.
نوحهکن بر خویش اگر مغلوب جسم افتاد دل
آفتاب آنجاکه زبر خاک شد شام است وبس
هوش مصنوعی: اگر نوحهخوان بر خود غمگین شود و به سختی بیفتد، دلش مانند آفتابی است که پس از غروب در خاک پنهان شده و تنها شب باقی مانده است.
از قبول عام نتوان زیست مغرور کمال
آنچه تحسین دیدهای زین قوم دشنام است و بس
هوش مصنوعی: از دیدههای خود نباید مغرور شد، چرا که آنچه را که دیگران تحسین میکنند، ممکن است در واقع به نوعی انتقاد یا نکوهش از سوی آنها باشد. نباید در قضاوتهای خود دچار فریب شویم و باید به عمیقتر اندیشید.
حقشناسی کو، مروت کو، ادب کو، شرم کو
جهد اهل فضل بر یکدیگر الزام است و بس
هوش مصنوعی: آیا کسی به خوبیها و الفتها توجهی دارد؟ آیا مروت و جوانمردی و ادب و شرم وجود دارد؟ تلاش افراد فاضل و دانشمند نسبت به یکدیگر تنها محدود به همین موارد است و چیز دیگری نیست.
گلرخان دام وفا از صید الفت چیدهاند
گردش چشمیکه هوشی میبرد جام است و بس
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و دلربا، مانند دامی هستند که عشق را به دام میاندازند. این نگاه چنان مسحورکننده است که تنها با یک لبخند میتواند تمام توجه را جلب کند.
هرچه میبینی بساط آرای عرض حیرت است
این گلستان سربهسر یک نخل بادام است و بس
هوش مصنوعی: هر چیزی که میبینی، فقط نمایشی از شگفتی و تاخت و تاز زندگی است. این باغ زیبا در واقع فقط یک نخل بادام است و چیز دیگری نیست.
هیچکس را قابل آن جلوه نپسندید عشق
جوهر حیرانی آیینه اوهام است و بس
هوش مصنوعی: هیچکس را شایستهی آن زیبایی ندانسته است. عشق تنها یک نوع شگفتی و حیرت است که در آینهی افکار و تصورات ما منعکس میشود.
در ره عشقت که تدبیر آفت بیطاقتیست
هر کجا واماندگی گل کرد آرام است و بس
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، که تنها راه حل بیتابی و ناآرامی است، هر کجا که ناتوانی و توقف پیش آید، تنها آرامش و سکون وجود دارد.
بال آهی میکشد اشکی که میربزیم ما
شبنم ما را هوا گشتن سرانجام است و بس
هوش مصنوعی: پرندهای آه میکشد و اشکی میریزد، ما در حالیکه شبنم هستیم، به تدریج به سرنوشت خود میرسیم و بس.
از تعلق اینقدر خشت بنای کلفتی
اندکی از خود برآ، عالم سر بام است و بس
هوش مصنوعی: از وابستگیها و تعلقات رها شو و به اندازهای که میتوانی از خودت بساز، زیرا همه چیز در دنیا تنها به ظاهر و سطحی است.
چون سیاهی رفت از مو، فکر خودرایی خطاست
جامه هرگه شستهگردد باب احرام است و بس
هوش مصنوعی: زمانی که تاریکی و سیاهی از موها رفت، تصور کردن خودرایی و خودپسندی اشتباه است. لباس هر بار که شسته میشود، فقط برای احرام و حالت خاصی است و نه بیشتر.
فطرت بیدل همان آیینهٔ معجزنماست
هر سخن کز خامهاش میجوشد الهام است وبس
هوش مصنوعی: طبیعت بیدل مانند آینهای است که معجزات را نشان میدهد؛ هر حرفی که از قلم او بیرون میآید، تنها الهامی است که به ذهنش رسیده.