برگردان به زبان ساده
از لب خامش زبان واماندهٔ کام است و بس
بال از پرواز چون ماند آشیان دام است و بس
هوش مصنوعی: از لب خاموش، فقط خواستهای که به زبان نمیآید وجود دارد و بس. پر پرواز از آشیانهاش مانده، به عنوان دام و تلهای در محدودیت.
مرکز تسخیر دل جز دیده نتوان یافتن
گوشمینا حلقهای گر دارد آن جام است وبس
هوش مصنوعی: نه میتوان دلی را به تسخیر آورد، مگر با چشم، و اگر گلوید گوشمینا حلقهای داشته باشد، آن حلقه فقط همان جام است و بس.
تا نفس باقیست نتوان بست بال احتیاج
این غناهاییکه ما داربم ابرام است و بس
هوش مصنوعی: تا زمانی که زندگی هست، نیاز به کمک و خواستههای دیگران را نمیتوان نادیده گرفت. ثروت و داشتههایی که ما داریم، فقط تظاهر است و در واقع چیزی بیش نیست.
از نشان کعبهٔ مقصود آگه نیستم
اینقدر دانم که هستیساز احرام است و بس
هوش مصنوعی: من از نشانههای کعبهٔ مورد نظر اطلاعی ندارم، اما میدانم که وجود و هستی تنها یک نوع پیشدرآمد و مقدمه است.
وادی امکان ندارد دستگاه وحشتم
هر طرف جولان کند نظاره یک گام است و بس
هوش مصنوعی: در سرزمینی که همهچیز ممکن است، قدرت و هیبت من در هر سو در حال نمایش است، اما توجه و مراقبت تنها نیاز به یک گام دارد و بس.
بسته است از موی چینی صورتم نقاش صنع
صبح ایجادم همان گل کردن شام است و بس
هوش مصنوعی: چهرهام به خاطر موهای چینی به زیبایی آراسته شده، و چنانچه صبح به وجود آمدهام، صرفاً تماشای زیبایی در شب خواهد بود.
دستگاه ما و من چون صبح برباد فناست
صحن این کاشانهها یکسر لب بام است و بس
هوش مصنوعی: وجود ما و چیزهایی که به آن وابستهایم، مانند صبحی است که در حال از بین رفتن است. این مکانها تنها کمی بالاتر از لبه بام واقع شدهاند و بیشتر چیزی نیستند.
کاش از خجلت شرارم برنمیآمد ز سنگ
سوختم از شرم آغازی که انجام است و بس
هوش مصنوعی: ای کاش از خجالت نمیتوانستم آتش بزنم و بسوزم، چون از شرم شروعی داشتهام که تنها به پایان میانجامد.
برپر عنقا تو هر رنگیکه میخواهی ببند
صورت آیینهٔ هستی همین نام است و بس
هوش مصنوعی: شما میتوانید به هر رنگی که دوست دارید بپردازید و زندگی کنید، زیرا واقعیت و وجود تنها به نام و شناخت شما بستگی دارد.
بیش از این نتوان به افسون محبت زیستن
داغم از اندیشهٔ وصلی که پیغام است و بس
هوش مصنوعی: دیگر نمیتوانم به جادو و سحر محبت ادامه دهم، چرا که تنها در اندیشه وصال، دلم آتش گرفته است و آنچه دریافت میکنم تنها پیغامی بیش نیست.
پختگی دیگ سخن را باز میدارد ز جوش
تا خموشی نیست بیدل مدعا خام است و بس
هوش مصنوعی: محل جوشیدن کلام وقتی به پختگی رسیده است که در آن سکوت وجود دارد. بیدلی نمیتواند به حقیقتی دست یابد، زیرا موضوع همچنان ناپخته و خام است.