برگردان به زبان ساده
به کنج زانوی تسلیم طرح امن انداز
در آب آینه، موجیست بینشیب و فراز
هوش مصنوعی: در گوشهی آرامش و تسلیم، نقشهای از امنیت را در آب آینه بکش، که در آن تنها موجی بدون مشکلات و تغییرات وجود دارد.
به پردهٔ تو ز ساز عدم نوایی هست
که هر نفس زدنت سرمه میدهد آواز
هوش مصنوعی: در پرده وجود تو آوایی وجود دارد که با هر بار نواختن، زیبایی و جلوهای خاص به زندگی میبخشد.
در این هوسکده جهدی که بینشان گردی
بس است آینهات را همین قدر پرداز
هوش مصنوعی: در این دنیای پر از آرزو و خواستهها، تلاش کن که به نتیجهای برسید که نشاندهنده هویت واقعیات باشد. نیازی نیست فراتر از این بروی، همین قدر که خودت را بشناسی و به آن بپردازی کافی است.
گذشت فرصت و دل وانشد کسی چهکند
گشاد عقدهٔ بیرشتهگسسته است دراز
هوش مصنوعی: فرصتها گذشت و هیچکس نتوانست تسکینی برای دل پیدا کند. گرههای گرفتار در دل همچنان باز نشده و طولانیتر میشوند.
غبار ما چو سحر سینهچاک میگذرد
که سر به سجده نبردیم و رفت وقت نماز
هوش مصنوعی: غبار ما مانند صبح زود از دل سینهها عبور میکند، زیرا ما به سجده نرفتیم و وقت نماز گذشت.
چو غنچه پردهدر رنگ و بو خودآراییست
اگر تو گل نکنی نیست هیچ کس غماز
هوش مصنوعی: اگر غنچهها با زیبایی و عطر خود را نشان میدهند، به این معنی است که اگر تو مانند گل شکوفا نشوی، هیچکس از زیباییات سخن نخواهد گفت.
ز جیب و دامن خویشت اگر خبر باشد
بلند و پستتویی سر به هیچ جا مفراز
هوش مصنوعی: اگر از ویژگیهای خود و جایگاه اجتماعیات باخبر باشی، خواهی دید که در هر حال، تو خودت مسئول آیندهات هستی و هیچکس نمیتواند تو را از مسیرت منحرف کند.
به ملک عشق ندارد تفاوت اقبال
کله شکستن محمود و چین زلف ایاز
هوش مصنوعی: در عشق، جایگاه و مقام افراد برای خداوند اهمیتی ندارد، همانطور که در روزگار، وضعیت محمود و چهره زیبای ایاز تفاوتی نمیکند.
فضای دشت و در آیینه خانه است ای صبح
تبسمی کن و بر صنعت بهار بناز
هوش مصنوعی: صبح، با شادی و خندهات به فضای دشت و در آینه خانه روح بده و بر زیباییهای بهار ببال.
نسیم کوی فنا مژدهٔ چه عافیت است
که میرود شرر کاغذ این قدر گلباز
هوش مصنوعی: نسیم از سمت کوی فنا خبر از چه آرامشی میدهد وقتی که آتش کاغذ اینقدر گلفام و زیبا در حال رفتن است؟
اگر دماغ هوس ذوق خودسری دارد
بس است چون پر رنگت شکستگی پرواز
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد به خواستههای خود بیپروا و بیتوجه به دیگران عمل کند، بهتر است که به عواقب کارش توجه کند، زیرا ممکن است به شکست و مشکلاتی مشابه شکستن بال یک پرنده دچار شود.
فغان که شمع صفت زین بهار نومیدی
ندید کس گل انجام بر سر آغاز
هوش مصنوعی: آه و افسوس که شمع درخشان مانند من، در این بهار از ناامیدی، هیچکس را نمیبیند که گل را در اوج شکوفاییاش ببیند.
به هرچه وانگری عالم گرفتاری است
ز دام و دانه مگو عمر زلف یار دراز
هوش مصنوعی: به هر چیزی که نگاه کنی، در دنیا مشکلات و دشواریها وجود دارد. از دام و تلهها چیزی نگو، زیرا عمر و زیبایی محبوب، طولانی است.
چه لمعه داشت فروغ جمال او بیدل
که هرکجا نگهی بود کرد با مژه ساز
هوش مصنوعی: زیبایی و درخشش چهره او چنان جذاب بود که هرکجا که نگاهی به او میافتاد، با حرکات چشمش دلها را میربود.