برگردان به زبان ساده
زور و زر ننگرد او عجز و سکون آوردیم
نخرد علم و خرد رو بجنون آوردیم
هوش مصنوعی: او به قدرت و ثروت اهمیت نمیدهد و در برابر ناتوانی و سکوت تسلیم نمیشود. ما علم و دانش را نادیده میگیریم و به جنون روی میآوریم.
یار یکرنگی و دلخواست از آن اینهمه رنگ
گاه از دیده گه ازچهره برون آوردیم
هوش مصنوعی: دوست با صداقت و محبتش باعث شد که ما از این همه رنگ و تنوع زندگی، گاهی احساساتمان را درون چهره و گاهی در نگاهمان نشان دهیم.
نامد اندر خور سلطان غمت کشور عقل
رو از این خطه سوی ملک جنون آوردیم
هوش مصنوعی: غصه و اندوه تو باعث شده که عقل و منطق از این سرزمین دور شوند و ما به دنیای جنون و دیوانگی روی آوردهایم.
گرچه دردی کش گردون شدمی روز نخست
حالیا شور تو از چرخ فزون آوردیم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه در آغاز مسیر زندگی درد و رنج زیادی را متحمل شدم، هم اکنون شوق و هیجان عشق تو بیشتر از همه آن سختیها در وجودم جاری است.
پر دلی بین که باین نوسفری در ره دوست
رو در آغاز باین دجلهٔ خون آوردیم
هوش مصنوعی: ببین چگونه دلی با شجاعت و عشق، در راه دوست گام برمیدارد و در آغاز راه، گام در دجلهای از خون گذاشتهایم.
آخر آن آهوی وحشی نشدی رام بما
با همه رنج که بردیم و فسون آوردیم
هوش مصنوعی: در نهایت، تو که مانند آهوی وحشی بودی، نتوانستی تسلیم شوی و خود را به ما بسپاری، با اینکه ما برای بهدست آوردنت تلاش زیادی کردیم و از تمام حقهها و فریبها استفاده کردیم.
شیئی للّه زدم اسرار بهر درنگشود
عاقبت روی طلب سوی درون آوردیم
هوش مصنوعی: من چیزی را برای خدا هدیه کردم تا رازها فاش نشود، اما در نهایت، به سوی درون خود و جستجوی معنای عمیقتر روی آوردم.