برگردان به زبان ساده
از روز ازل می خور و رندانه سرشتیم
برجبهه بجز قصّهٔ عشقت ننوشتیم
هوش مصنوعی: از آغاز خلقت، به طور سرشار و با ذوقی خاص، ما را به گونهای آفریدند که تنها داستان عشق تو را به یاد میآوریم و چیز دیگری ننوشتیم.
زاهد تو بما دعوت فردوس مفر ما
ما باغ بهشت از پی دیدار بهشتیم
هوش مصنوعی: ای زاهد، تو ما را به بهشت دعوت میکنی، اما ما به سوی تو نمیآئیم؛ زیرا ما تنها به خاطر دیدار با حقیقت و زیباییهای بهشت آمدهایم.
از عشق نکوهش منما خسته دلان را
کز خامهٔ صنعیم چه زیبا و چه زشتیم
هوش مصنوعی: از عشق، دلسردها را سرزنش نکن؛ زیرا ما همچون دستساختههای طبیعت، هم زیبا و هم زشت هستیم.
جامی بکف آرید و بنوشید عزیزان
فرداست که بر تارک خم ماهمه خشتیم
هوش مصنوعی: برای عزیزان، جامی در دست بگیرید و بنوشید، زیرا فردا ما بر قلهٔ این شرابخواهیم درخشید.
اندر طلبت گه بحرم گاه بدیریم
گه معتکف مسجد و گاهی بکنشتیم
هوش مصنوعی: در جستجوی تو گاهی در حرم تو هستم، گاهی در دیر، گاهی مشغول اعتکاف در مسجد و گاهی در کنار تو مینشینم.
دادند نخستین چو بما کلک دبیری
غیر از الف قد تو بردل ننوشتیم
هوش مصنوعی: در آغاز، وقتی که قلم را به ما دادند، غیر از حرف الف هیچ چیز دیگری بر دل ننوشته بودیم.
شد حلهٔ دارا به برو برد یمانی
درکارگه فقر هر آن رشته که رشتیم
هوش مصنوعی: پیراهن دارا در دست یمانی، در کارگاه فقر، هر رشتهای که بافتهام، پاره شده است.
چون رشته شدم بلکه شوم زال خریدار
خود طرف نبستیم از این رشته که رشتیم
هوش مصنوعی: چون به هم پیوسته شدم، ممکن است مانند زال، که نماد خریدار و همراهی است، باشم. اما از این پیوند، که نتیجه کار من است، به خوبی بهرهبرداری نکردیم.
کی برخوری اسرار ز خاری که نشاندیم
کی خرمنی اندوزی از این تخم که کشتیم
هوش مصنوعی: کی میتوانی از خاری که خود در زمین کاشتهای، به رازهایی دست یابی؟ و کی میتوانی از این دانهای که کاشتهای، درو کنی و محصولی جمعآوری کنی؟
اسرار دل اسرار سراز سد ره بر آورد
باری درویدیم هر آن تخم که کشتیم
هوش مصنوعی: دل پر از رازها و ناگفتههاست که در راه زندگی به دست میآید. حالا آنچه را که در گذشته کاشتهایم، دیر یا زود، برداشت میکنیم.