برگردان به زبان ساده
ز اشک و آه اندر بوتهٔ تصعید و تقطیرم
اگر باورنداری بین ز اشک سرخ اکسیرم
هوش مصنوعی: من درگیر درد و غم هستم، و این احساسات به شکل عمیقتری در من جاری است. اگر به این حقیقت باور نداری، کافی است نگاهی به اشکهایم بیندازی تا ببینی که از آنها چه چیز ارزشمندی به وجود میآید.
مشو سرپیچ چون زلف شب آسایت حذر فرما
ز افغان سحرگاه وزدود آه شبگیرم
هوش مصنوعی: به کنارههای پیچ خوردهی شب توجهی نکن و از نالههای صبحگاه دوری کن، که این صداها میتوانند رنج و درد شب را برایت زنده کنند.
بشارت ای گروه کودکان دیوانهٔ آمد
حذر ای معشر فرزانگان بگسیخت زنجیرم
هوش مصنوعی: ای کودکان بازیگوش، خبر خوشی برایتان دارم! ای جمع خردمندان، آماده باشید، چرا که به آزادی دست یافتهام و زنجیرهایم گسسته شدهاند.
هوای عشقبازی با جوانانم دگر نبود
برآنم تا بیابم پیری و در پای او میرم
هوش مصنوعی: دیگر تمایلی به عشقبازی با جوانان ندارم، براساس این فکر میکنم که بهتر است پیری را پیدا کنم و در کنار او زندگی کنم و حتی در پای او جان بدهم.
نه پیر سالخورد از گردش این کهنه زال چرخ
جوان رائی که گیرم دامنش طفلی ز سر گیرم
هوش مصنوعی: نه سالخوردگی یک انسان به خاطر گردش روزگار اهمیتی دارد، بلکه من به مانند کودکی میخواهم به دامن چرخ گردون چنگ بزنم و از آن بهرهمند شوم.
غرض کز عشق خوبان نبودم اسرار دل خالی
گهی عشق جوانان دارم و گه عاشق پیرم
هوش مصنوعی: دلیل من از عشق زیبا رویان، فقط راز دل نیست. گاهی عاشق جوانان هستم و گاهی نیز عاشق پیران.