برگردان به زبان ساده
فغان که سخت به افسوس می رود ایام
نه جام باده به دور و نه دور چرخ به کام
هوش مصنوعی: با افسوس باید گفت که ایام خیلی سریع میگذرد، نه میتوانیم از شراب لذت ببریم و نه چرخ روزگار بر وفق مراد ما میچرخد.
نه غیر بر سر صلح و نه چرخ بر سر مهر
نه بخت تیره مساعد نه یار وحشی رام
هوش مصنوعی: هیچ کس به دنبال صلح نیست و هیچ چیزی به نفع عشق نمیچرخد. بخت تاریک هم کمکی نمیکند و حتی یار سرکش هم آرام نمیشود.
ببرد از دلم آن زلف بیقرار قرار
ربود چشم دلارام او ز جان آرام
هوش مصنوعی: زلف بیقرار آن معشوق به من آرامش نمیدهد و چشمان دلربایش، جانم را نیز به تپش و اضطراب میاندازد.
به عشوه هر سر مویت ز من دلی طلبد
به حیرتم که من این نیم دل دهم به کدام
هوش مصنوعی: به خاطر جذابیت و زیبایی تو، هر روز دلم بیشتر از قبل به تو میل میکند. در حیرت هستم که آیا میتوانم این دل ناقصم را به کدام یک از درخواستهایمان تقدیم کنم.
هزار بار اگر بشکنی به سنگ پرم
من آن نیم که دمی بر پرم از آن لب بام
هوش مصنوعی: هر چقدر هم که سنگ به من بزنی، من همچنان پرستویی هستم که فقط دمی بر لبهی بام نشسته.
به پای خویش تو را صید پیش میآید
چه حاجت است که دیگر بگسترانی دام
هوش مصنوعی: اگر خودت به دنبال من بیایی، دیگر نیازی نیست که دام و تلهای برایت بگذارم.
به زیر تیغ تو اسرار کشته شد صد بار
به روی مرده چه شمشیر میکشی ز نیام
هوش مصنوعی: بسیاری از رازها بارها به خاطر تو نابود شدند. حالا بر روی مرده، چه فایدهای دارد که شمشیری از نیام بیرون میآوری؟