برگردان به زبان ساده
گرم صدبار میرانی مدامت مدحگو باشم
اگر خون مرا ریزی که بازت خاک کو باشم
هوش مصنوعی: اگر هر بار مرا دور کنی و آزار برسانی، من همواره در ستایش تو خواهم بود. حتی اگر خونم را بریزی، باز هم به خاطر تو در خاکت میمانم.
به خون آلودهٔ تیغ ویم همدم مده غسلم
بدین تقریب شاید روز محشر سرخرو باشم
هوش مصنوعی: به خاطر خون و دردی که از سر تیغ من بهدست آمده، به من همدلی نکن. با این وضعیت، ممکن است که در روز قیامت بتوانم با سرافرازی و پاکی حاضر شوم.
به ملک عشق گر من بیسر و پایم مکن عیبم
که در میدان عشقت بهر چوگان تو گو باشم
هوش مصنوعی: اگر در عشق به من توجهی نمیکنی و من در این راه بیسر و پا هستم، اشکالی ندارد که در میدان عشق تو، برای تو مانند چوگان باشم.
تن ار چون رشته سازم عشق آن یوسف کنم زیبد
ولی چون زال غزال از خریداران او باشم
هوش مصنوعی: بدن را مانند یک رشته میسازم و عشق به آن یوسف را میدهم تا به او زیبا بپوشاند، اما مانند زال، که خود غزال است، از خریداران او خواهم بود.
هوای آن بود بر سر که گیرم گلرخی در بر
به روی سبزهٔ ساغر زنم بر طرف جو باشم
هوش مصنوعی: میخواهم در هوای خوشی و زیبایی، معشوقی را در آغوش بگیرم و روی سبزه، شرابی بنوشم و از لذتهای زندگی بهرهمند شوم.
بر آنم تا شود چنگم همآواز و نیم دمساز
به میخانه نهم پا دست در دست سبو باشم
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که سازم با صدای آهنگ و نیمه همنوا شوم. به میخانه میروم و پا در دست سبویی خواهم داشت.
ز شوق قد او شد اشک طوبی جویبار خلد
همین تنها نه من عمریست کاندر آرزو باشم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و زیبایی قد او، چشمانم به اندازهای اشک میریزند که شبیه جریان آب در بهشت است. این تنها حال من نیست؛ بلکه از مدتها پیش در آرزوی او به سر میبرم.
مرا راندن ز باغ ای باغبان ز انصاف بیرون است
که من از گلشن تو بلبلی قانع به بو باشم
هوش مصنوعی: ای باغبان، بیرون راندن من از باغ بدون انصاف است، زیرا من به عنوان یک بلبل از گلشن تو، تنها به بوی خوش راضی نیستم.
کند گه جای مسجد گه کلیسا گه کنشت اسرار
سخن کوته به هر صورت ترا در جستجو باشم
هوش مصنوعی: گاهی به جای مسجد، گاهی به جای کلیسا یا معبد میروم و در هر حالتی به جستجوی اسراری هستم که به تو مربوط میشود.