برگردان به زبان ساده
دلم ز شوق رخت بی سرو سامان است
جان ز سودای سر زلف تو سرگردانست
هوش مصنوعی: دل من به خاطر شوق دیدن تو بیقراری میکند و جانم به دلیل آرزوی زیبایی و زلف تو در حال سرگردانی است.
عالم از پرتو حسن تو نماید روشن
همه ذرات ز مهر رخ تو تابانست
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر زیبایی تو روشن و درخشان است و تمام ذرات آن به نور محبت چهرهات میدرخشند.
بخدا هرکه دلیلی طلبد گو بخود آ
یار پیداست چه محتاج دگر برهانست
هوش مصنوعی: به خدا، هر کسی که دنبال دلیلی برای عشق و محبت میگردد، به خود بگو که یار خود را به خوبی میشناسد و نیازی به دلیل و برهان دیگری ندارد.
وه چه رخسار و چه حسنست و چه ناز و شیوه
که دل و جان جهان جمله درو حیرانست
هوش مصنوعی: صورت زیبا و جذاب او و ناز و دلبریاش به حدی است که دل و جان هر کس را به حیرت میاندازد.
هر زمان تازه جمالی بنماید رخ دوست
زانکه حسن رخ او بیحد و بی پایانست
هوش مصنوعی: هر لحظه که چهره دوست جلوه میکند، زیبایی او دوباره و تازه میشود، زیرا زیبایی صورت او نه محدود است و نه پایانی دارد.
شاهد حسن تو از پرده ذرات جهان
چون عیان گشت نگویی که چرا پنهانست
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی تو از میان ذرات جهان آشکار شد، دیگر نگو چرا پنهان است.
هرکه صاحب نظر آمد چو اسیری بیند
که جهان پرتو خورشید رخ جانانست
هوش مصنوعی: هر کس که دارای بینش و درک عمیق باشد، مانند کسی است که در دنیای خویش، زیبایی و روشنایی چهره محبوب را درک میکند و میفهمد که این دنیا همچون نوری است که از رخسار محبوب میتابد.