برگردان به زبان ساده
ریزد مدام ساقی جانها شراب ناب
در کام جان که مست خرابست در خراب
هوش مصنوعی: ساقی پیوسته شراب خالص و گوارا را به جانها میریزد، زیرا کسی که در حال خراب شدن است، به مستی و حال خوب نیاز دارد.
گوید حریف ماشو و پیوسته باده نوش
نظاره کن جمال دلفروز بی حجاب
هوش مصنوعی: دوست میگوید که باید به جای نگرانی و افسردگی، به نوشیدن شراب بپردازی و از زیباییهای دلانگیز زندگی لذت ببری.
نوشیم جامهای پیاپی ز دست دوست
زان باده که نیست خمارش بهیچ باب
هوش مصنوعی: بیایید پی در پی از دست دوست می نوشیم، زیرا آن نوشیدنی هیچ گونه سردرد و نشانه ای از خماری ندارد.
در کوی زهد جان مرا چونکه راه نیست
مائیم و بزم عشق و می و مطرب و رباب
هوش مصنوعی: در مکانهای پرهیزکاری که راهی برای من وجود ندارد، ما فقط با عشق، شراب، نوازنده و ساز به سر میبریم.
زاهد اگر نعیم ابد میکنی طلب
دوری مجو ز شاهد و پیمانه شراب
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر به دنبال نعمتهای جاودانی هستی، از دوری کردن از زیباییها و لذتهای زندگی غافل نشو. از تماشای معشوق و نوشیدن شراب خودداری نکن.
جان مست شد چنانکه نیامد دگر بهوش
زان بحرهای می که بنوشید بیحساب
هوش مصنوعی: روحش چنان سرخوش و مست شده که دیگر به هوش نیامده، از تمام شرابهایی که بیحساب نوشیده است.
هر دو جهان کشید اسیری بجرعه
کو مست تشنه بود و دو عالم شراب ناب
هوش مصنوعی: هر دو جهان را با خود به اسیری برد، در حالی که او به خاطر تشنگیاش مانند کسی مست شده بود و دو عالم برایش مانند شراب خالص به نظر میرسید.