برگردان به زبان ساده
ز تاب آتش شوقت شدم مجنون و شیدایی
چه باشد گر بمشتاقان جمال خویش بنمایی
هوش مصنوعی: از شدت عشق و شوق تو، مجنون و دیوانه شدهام. اگر زیباییهای خود را به مشتاقان نشان دهی، چه حالتی خواهد داشت؟
بیکدم شور و غوغای قیامت در جهان گیرد
چنین سرمست از خلوت بصحرا گر برون آیی
هوش مصنوعی: وقتی که تو از تنهایی به بیرون بیایی، چنین شاد و سرمست، در جهان طوفانی از شور و هیاهوی قیامت به پا خواهد شد.
دل دیوانه از رویت نمیدانم چه می بیند
که چون زلف پریشانت ز عشقش گشت سودایی
هوش مصنوعی: دل دیوانه نمیداند از زیبایی تو چه چیزی میبیند که به خاطر زلفهای پریشان تو، دیوانه عشق شده است.
چو هر جا حسن رخسارت دگرگون جلوه بنمودست
دل دیوانه عاشق ازآن گشتست هر جایی
هوش مصنوعی: هر کجا که زیبایی چهرهات به شکلی متفاوت خود را نشان داده، دل عاشق و دیوانهام از آن beauty captivated شده است.
دل و جان اسیران را ز دام غم کنی آزاد
بشوخی گرنقاب زلف از رخسار بگشایی
هوش مصنوعی: اگر با لبخندی و با بازی زلف، پرده از چهره زیبا بر داری، میتوانی دل و جان کسانی را که در دام غم گرفتارند، رها کنی.
جهان آئینه عشقست اگر صورت و گر معنی
دو عالم مست این جامند چه پنهان و چه پیدایی
هوش مصنوعی: جهان همانند آینهای از عشق است. اگرچه ظاهر و باطن متفاوت است، اما دو جهان در حقیقت در زیر یک جام از مستی قرار دارند. این حالتی است که چه در پنهان و چه در آشکار، وجود دارد.
ز نام زهد و هشیاری اسیری ننگ میدارد
چرا کو شهره شهرست در مستی و رسوایی
هوش مصنوعی: چرا کسی که به زهد و هوشیاری معروف است باید از اسیری و بندگی احساس ننگ کند، در حالی که او در شهر به خاطر مستی و رسوایی شناخته شده است؟