برگردان به زبان ساده
ای جمالت پرتوی برهر دو کون انداخته
همچو مه تابان دو عالم زان تجلی ساخته
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو همچون مهی روشن، نوری بر تمام جهان افکندهای و از آن درخشندگی، دو عالم به وجود آمده است.
تا نه بیند چشم غیری حسن جان افزای دوست
هر دو عالم را ز نام غیر واپرداخته
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشم دیگری زیبایی جانافزای دوست را نمیبیند، انسان نباید به نام غیر از او فکر کند.
بهر اظهار کمال خود ز خانه شاه عشق
با سپاه حسن در میدان امکان تاخته
هوش مصنوعی: برای نشان دادن کمال و زیباییاش، از منزل ملک عشق با گروهی از زیباییها به میدان واقعیت آمده است.
عاشقان از شوق روی دوست در بازار عشق
هر دو عالم را ز بهر وصل او درباخته
هوش مصنوعی: عاشقان به خاطر عشق و روی دوست، تمام دنیا و هر دو عالم را به خاطر وصل و نزدیکی به او فدای عشق کردهاند.
تا کند خالص وجود عاشق از بیگانگی
بارها در بوته محو و فنا بگداخته
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که وجود واقعی و خالص یک عاشق، با تجربههای مکرر و عمیق از نابودی و فانی شدن در عالم عشق، از هر نوع بیگانگی و کدورت پاک و خالص میشود.
در مقام صحو بعدالمحو جانبازان راه
طالب و مطلوب رااز یکدگر نشناخته
هوش مصنوعی: در حالت بیداری پس از فراموشی، جوانمردان مسیر طلب و هدف را از یکدیگر تشخیص نمیدهند.
چون اسیری سالکان راه تجرید و فنا
رخت هستی را بملک نیستی انداخته
هوش مصنوعی: شخصی که در مسیر سیر و سلوک معنوی قدم برداشته، همانند یک اسیر است که لباس وجودش را به دنیای عدم و نیستی میآویزد.