برگردان به زبان ساده
من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
مرغ دل بی تو نخواهد یکدمی مأوای کون
هوش مصنوعی: من از آرزوی تو رها شدم و دیگر نمیخواهم به دنیای مادی بیندیشم. دل من بدون تو به هیچ جا آرام نمیگیرد و هیچ مکانی برایش مناسب نیست.
با وجود لذت دیدار جان افروز تو
عاشق بیدل ندارد یک نفس پروای کون
هوش مصنوعی: با وجود شادی و زیبایی دیدار تو، هیچ عاشق واقعی به فکر خود خواهی نیست و فقط در حال لذت بردن از عشق است.
لذت وصلت ندید و در خمار هجر ماند
هر دلی که باشد مست از صهبای کون
هوش مصنوعی: هر دلی که به شوق وصال و عشق حقیقی مست و شاداب باشد، اما در واقعیت نتوانسته از این وصال لذت ببرد و همچنان در غم دوری و جدایی باقی مانده است، در حالتی از سرخوشی و مستی از شراب خلقت به سر میبرد.
کی تواند باز کردن دیده بی دیدار تو
هر کسی کز حب مال و جاه شد شیدای کون
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند بدون دیدن تو چشم بگشاید. هر فردی که به خاطر عشق به مال و مقام به دنیای مادی وابسته شده است، مجنون و عاشق این دنیا خواهد بود.
می نیابد گوهر عرفان و در سر عشق
هرکه غواصی کند از حرص در دریای کون
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال حقیقت و عرفان است، اگر از روی طمع و حرص در دریای وجود جستجو کند، به گوهر عشق دست نخواهد یافت.
عاشق دیوانه را پروای ننگ و نام نیست
لاجرم در عشق دایم هست او رسوای کون
هوش مصنوعی: عاشق دیوانه برای آبرو و شهرت خود اهمیتی قائل نیست، بنابراین در عشقش همیشه با سرافکندگی و بیپروا زندگی میکند.
شاد باشد چون اسیری دایم از گنج لقا
هرکه از نقد غم تو دارد استغنای کون
هوش مصنوعی: هرکس که از درد و غم تو بینیاز است، باید همیشه شاد و خوشحال باشد، مانند کسی که اسیر گنجی ارزشمند است و آن را مدام در اختیار دارد.