برگردان به زبان ساده
جهانرا حسن رویت داد آئین
عدم را گنج هستی کرد خودبین
هوش مصنوعی: جهان به خاطر زیبایی چهرهات، به شکل نظم و ترتیب درآمد و وجود خود را به وجودی غنی و پرمحتوا تبدیل کرده است.
چو نور مهر عالم سوز رویت
عیان آمد، نهان شد ماه و پروین
هوش مصنوعی: وقتی نور پرتو گرم و درخشان چهرهات آشکار شد، ماه و ستاره پروین ناپدید شدند.
به تعلیم غم عشق تو گشتم
بفن عاشقی مفتی در دین
هوش مصنوعی: به خاطر یادگیری و آموختن از غم عشق تو، به هنر عاشقی استاد شدهام و اکنون در عشق تو از نظر دینی توجیه و توصیف دارم.
چه عشق است این که در عمری ز شوقت
نیامد عاشقانرا سرببالین
هوش مصنوعی: این عشق چیست که در مدت یک عمر، به خاطر شوقش، عاشقان را بر بالین خود نیاورده است؟
چنان محوم در انوار جمالت
که نه تلوین میدانم نه تمکین
هوش مصنوعی: من به قدری در زیبایی تو غرق شدهام که نه میتوانم چیزی را تغییر دهم و نه میتوانم خودم را مستحکم کنم.
فراغت از دو عالم داد عشقم
کنون پروای آنم نیست یا این
هوش مصنوعی: عشق من اکنون به قدری عمیق و پر رنگ است که دیگر برای من مهم نیست که از این دو جهان چه چیزی را از دست بدهم یا به دست بیاورم.
اسیری شد چنان مست می عشق
که جز مستی ندارد هیچ آئین
هوش مصنوعی: عاشق به قدری در دام عشق گرفتار شده که فقط حالت مستی و خوشحالی را تجربه میکند و به هیچ چیز دیگر اهمیت نمیدهد.