برگردان به زبان ساده
در خمار هجر تا کی جان من
از شراب وصل کن درمان من
هوش مصنوعی: در انتظار وصال، تا کی باید در غم جدایی بمانم؟ جان من را با شراب وصال درمان کن.
برگدای مستمند بی نوا
رحمتی فرمای ای سلطان من
هوش مصنوعی: ای سلطان من، بر صاحب نیاز و بیچارهای که در حال گدایی است رحم و محبت بفرما.
در میان آتش سوزان مسوز
جان ودل را بیش از این جانان من
هوش مصنوعی: در دل آتش سوزان، جان و دل را بیشتر از این نسوزان، ای محبوب من.
آتش افتد در درون نه فلک
از فغان سینه سوزان من
هوش مصنوعی: آتش در درون من شعلهور است، نه اینکه آسمان از درد و نالهی سینهی سوزان من آگاه شود.
سیل ریزد همچو ابر نوبهار
در فراقت دیده گریان من
هوش مصنوعی: باران بهاری همچون سیل میبارد و در غم دوری تو، چشمان من پر از اشک است.
چند ریزد خون ما تیغ فراق
رونما گر میکنی قربان من
هوش مصنوعی: چند بار باید از جدایی به خاطر تو بگریم؟ اگر تو مرا بخواهی، جانم فدای تو میشود.
نیست خالی یکدم از درد و غمش
در فراق او اسیری جان من
هوش مصنوعی: زندگی من همیشه پر از درد و غم است، به خاطر دوری از او که برایم عزیز است.