برگردان به زبان ساده
تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
چتر رفعت را بملک لامکان افراختیم
هوش مصنوعی: ما زمانی که عشق را در دنیا پایهگذاری کردیم، مقام عالی و بلندی را در جهانی فراتر از این عالم برپا کردیم.
چون ظهور کل او اول بنقش ما نمود
بار دیگر ما جهان را مظهر خود ساختیم
هوش مصنوعی: زمانی که وجود اصلی خود را در ابتدا به شکل ما نشان داد، بار دیگر ما دنیا را به عنوان تجلی خود ایجاد کردیم.
شد نهان در پرده کثرت جمال وحدتم
تا نقاب عزت از غیرت برو انداختیم
هوش مصنوعی: در پردهای از زیباییهای گوناگون، حقیقت یکتاییام را پنهان کردم و هنگامی که پردهی حرمت را از روی غیرتم برداشتم، جلوهی عزت و بزرگیام نمایان شد.
مابسودای وصال دوست در بازار عشق
نقد هستی در قمار نیستی در باختیم
هوش مصنوعی: در جستجوی رسیدن به محبوب، تمامی وجود خود را در عشق گذاشتهایم و در این راه، از دارایی و هستی خود نیز چشمپوشی کردهایم. ما در این قمار به چیزی جز بینتیجه ماندن نرسیدیم.
هرکه خالی کرد خود را از خودی مانند نی
از دم جانبخش او را در نفس بنواختیم
هوش مصنوعی: هرکس که از خودخواهی و ego خالی شود، مانند نی که از دم جانبخش پر میشود، در نفس و روح خود را نوازش خواهیم کرد.
چون شعاع نور وحدت گشت تابان بر دلم
نقش کثرت را ز لوح سینه وا پرداختیم
هوش مصنوعی: وقتی نور یکتایی در دل من تابید، توانستم تصویر تنوع را از ذهن خود پاک کنم.
تا تجلی کرد واجب نقش ممکن شد فنا
بی اسیری مایکی بودیم و دو نشناختیم
هوش مصنوعی: تا وقتی که وجود خداوند به ظهور رسید، هستی ممکن شکل گرفت و از بین رفتن به ما تحمیل نشد. ما یک وجود واحد بودیم اما آن را نشناختیم.