برگردان به زبان ساده
جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
از چشمه های چشم جهان خون روان کنم
هوش مصنوعی: عزیزم، از شدت درد عشق تو، مثل من ناله کن و از چشمانم مانند چشمهای خون میریزد.
عهدیست در ازل بتو ما را که تا ابد
برهر چه رای عشق بود من همان کنم
هوش مصنوعی: در آغاز، وعدهای به تو دادهایم که تا همیشه، هر چیزی که عشق خواست، من همان را انجام میدهم.
ناصح چه منعم از می و معشوق میکنی
من رندم و مباد که کاری چنان کنم
هوش مصنوعی: ای نصیحتگر، چرا مرا از می و محبوب باز میداری؟ من سرکش و بیپروا هستم و هرگز چنین کاری نمیکنم.
سر نهان عشق که ایمان جان ماست
کفرست نزد خلق جهان گر عیان کنم
هوش مصنوعی: عشق حقیقی که در دل ما وجود دارد، اگر فاش شود، ممکن است در نظر دیگران مانند کفر به نظر برسد.
خورشید و مه ز شرم رخ آرند در کسوف
گر شمه ز تابش حسنش بیان کنم
هوش مصنوعی: در هنگام کسوف، خورشید و ماه به خاطر زیبایی و جذابیت او خجالت میکشند. اگر بخواهم فقط نکتهای از نور و زیبایی او را بیان کنم، به اندازهای شگفتانگیز است که نمیتوانم به درستی توصیفش کنم.
زینسان که آفتاب رخ او عیان بود
ای بی بصر ز طعن تو من چون نهان کنم
هوش مصنوعی: چرا که چهرهی او مانند آفتاب روشن است، ای نابینا! چگونه میتوانم از نقد و سخنان تو در مورد خودم پنهان بمانم؟
کس با خودی ببزم وصالش چوره نیافت
در راه عشق ترک اسیری از آن کنم
هوش مصنوعی: هیچکس به خاطر خودی و عشق واقعی نتوانسته به وصال محبوبش برسد. من نیز در راه عشق، تصمیم دارم که از این اسارت رهایی یابم.