برگردان به زبان ساده
من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
صفت حسن تو چون گویم و کی بتوانم
هوش مصنوعی: من همیشه در برابر زیبایی تو شگفتزده و متحیرم؛ چطور میتوانم دربارهی صفات و زیباییات صحبت کنم و اصلاً کی میتوانم این کار را انجام دهم؟
حیرت عشق مرا بیخبر از من دارد
من بدین حال کجا حال دگر میدانم
هوش مصنوعی: عشق من را به شدت حیرتزده کرده است به طوری که فراموش کردهام خودم چه حالی دارم و نمیدانم در این وضعیت چگونه باید باشم.
عاشقان گر بره عشق نهادند قدم
من درین ره بهوای تو بسرگردانم
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی که قدم در مسیر عشق میگذارند، من هم در این راه به خاطر تو سرگردان و آوارهام.
زاهدا پیش تو گر عیب نماید رندی
من بصدق دل و جان خاک ره رندانم
هوش مصنوعی: ای زاهد، اگر در پیش تو عیبهای من نمایان شود، بدان که من با تمام دل و جان، خود را فدای رندان و اهل عشق کردهام.
نیست مارا نفسی بی رخ تو صبرو قرار
من بدین شوق چه موقوف قیامت مانم
هوش مصنوعی: بدون روی تو، هیچ آرامش و صبری ندارم و این شور و شوق من به تو باعث شده که حتی روز قیامت هم منتظر بمانم.
گرستانم ز لب لعل تو داد دل خود
چون خضر زنده جاوید بماند جانم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر لبهای زیبای تو شاداب و زنده است، مانند خضر که جاودانه میماند.
(چه شوی رنجه اسیری بمداوای دلم)
(غیر دردش چو نسازد بجهان درمانم)
هوش مصنوعی: چرا باید خود را رنجیده کنم و دلم را درمان کنم، وقتی هیچ چیزی جز درد او نمیتواند مرا تسکین دهد؟