برگردان به زبان ساده
غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
غیر سودای سر زلفش نباشد در سرم
هوش مصنوعی: غیر از محبت چهره ماه، هیچ حسی در من نیست و جز آرزوی تماشای موهایش هیچ فکر دیگری در سر ندارم.
در زمین از چشم من هر سو روان شد جوی آب
برامید آنکه از سرو بلندش برخورم
هوش مصنوعی: در زمین، به نظر من در هر طرف جوی آب جاری شد و من از آنجا که به درخت بلند میرسم، به آن مینگرم.
مرغ روحم از بدن اندر هوای وصل او
چون روانی میرود شاید ز هجران بگذرم
هوش مصنوعی: پرنده روح من از بدن خارج شده و در آرزوی وصال او پرواز میکند. شاید به خاطر دوری از او بتوانم این درد را پشت سر بگذارم.
همچو غواصان فرو رفتم ببحر عشق او
جز در دردش نیامد هیچ گوهر در برم
هوش مصنوعی: شبیه غواصانی که به عمق دریا فرو میروند، من نیز به عشق او غرق شدم و جز درد و رنج او هیچ گوهری برایم به دست نیامد.
در هوای محنت عشقش روان در هر دمی
صد هزاران در و گوهر از دو دیده بشمرم
هوش مصنوعی: در حال و هوای رنج عشق او، با هر نفس، صدها در و گوهر را از چشمانم شمارش میکنم.
در حساب عاشقانش کی درآیم در شمار
کز سگان کوی او پیش سکانش کمترم
هوش مصنوعی: در محاسبات عاشقانی که او را دوست دارند، من چه جایگاهی دارم؟ من از سگان آن کوی هم که در خدمت او هستند، کمتر و ناچیزترم.
پایه قدرم اسیری بگذرد از نه فلک
نوربخش ما چو باشد در دو عالم رهبرم
هوش مصنوعی: قدر و منزلت من به قدری بالا است که هر اسیری میتواند از هفت آسمان عبور کند. چرا که اگر من در دو جهان راهنما و هدایتگر باشم، نور وجودم میتواند بر تاریکیها غلبه کند.