برگردان به زبان ساده
دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
زین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم
هوش مصنوعی: ای کاش که از درد تو درمانی پیدا میکردیم، اما نتوانستیم. به خاطر این غم، دل و جان ما به جانان نرسید.
بسیار دویدیم بسر در پی مطلوب
سر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم
هوش مصنوعی: ما مدت زیادی تلاش کردیم و به دنبال آنچه میخواستیم دویدیم، اما هرگز نتوانستیم به هدف خود برسیم.
در کوچه عشق تو همه عمر برفتیم
آمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم
هوش مصنوعی: در کوچه عشق تو تمام عمر را گذراندیم، اما به پایان این عمر که رسیدیم، هنوز به تو نرسیدیم.
در بادیه عشق تو سرگشته حیران
چندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم
هوش مصنوعی: در گمراهی عشق تو آنقدر سرگردان شدم که هرچقدر دویدم، به پایان نرسیدم.
معروف بعرفان شده ام لیک چه حاصل
در معرفت کنه تو ای جان نرسیدیم
هوش مصنوعی: من در عرفان شهرت یافتهام، اما چه فایده دارد؟ در درک عمق حقیقت تو ای جان، نتوانستهایم به مقصود برسیم.
گفتند فنا شو که رسیدی بحقیقت
چون مائی ما رفت عجب زان نرسیدیم
هوش مصنوعی: در این بیت، گفته میشود که اگر انسان به مرحلهای از آگاهی و شناخت برسد که حقیقت را درک کند، باید از خودخواهی و دلبستگیها رها شود. اما وقتی به این مرحله نرسیدهایم، باید از خود معجزه نکنیم و بدانیم که هنوز از آن حقیقت دور هستیم. در واقع، اشاره دارد به اهمیت رهایی از خود و پذیرش واقعیتهای عمیقتر.
از بهر دل ریش اسیری همه عالم
مرهم شد و زان نیز بدرمان نرسیدیم
هوش مصنوعی: به خاطر دل شکستهام، همه دنیا تبدیل به دارو و مرهم شد، اما باز هم نتوانستم به درمان برسم.